بررسی پاردوکس و کارکردهای آن در بیان تجربۀ وحدت وجود در شعر عهد تیموری

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای ادبیات عرفانی دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.

2 دانشیار دانشگاه بین المللی امام خمینی،دانشکدۀ ادبیات،گروه زبان وادب فارسی، قزوین، ایران.

doi
10.22034/perlit.2022.44925.3040
چکیده

عرفا برای تبیین اندیشه‌ها و تجارب عرفانی و انتقال این مفاهیم به دیگران و اقناع مخاطبان خویش، از ظرفیت‌های هنری زبان در قالب بیان پارادوکسی و متناقض‌نمایی بهره برده‌اند. عارفان تجارب عرفانی خود را فراتر از حدّ تقریر و توصیف می‌دانند و عده‌ای نیز بیان و توصیف آن را حتی ناممکن می‌شمارند. این حقایق و معارف بنا به احوال سالک، بسیار متفاوت و متغیر خواهند بود؛ اما آنچه هست اینکه چرا بازتاب این موارد در ساخت زبان به‌راحتی امکان‌پذیر نیست و اصولاً چرا پس از بازتاب زبانی آن‌ها، گزاره‌های حاصل، غیر قابل درک به‌نظر می‌رسند و در برخورد اول گاه متناقض و خلاف عادت جلوه می کنند که می‌توان متناقض‌گونگی را از ویژگی تجربه عرفانی محسوب نمود. شعر عرفانی و هنری حوزه هرات عهد تیموری، یکی از شاهکارهای ادب عرفانی در ادوار گذشته به شمار می‌ رود که در گسترش و رونق بخشیدن عرفان تعلیمی نقش بارز دارد که متاسفانه جلوه‌های مفاهیم عرفانی و ابزار بیانی آن، کم‌تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته‌ است و شهرت آن بیشتر در تجلی هنر است. این پژوهش، کارکرد پارادکس را به عنوان یک ابزار بیانی زبان عرفان تبیین نموده و نقش آن را در بازخوانی تجربه وحدت وجود در شعر عرفانی حوزه هرات برجسته ساخته‌است. حاصل بدست آمده از این تحقیق، عبارت از آن است که ابزار بیانی متناقض‌نما، با توجه به تناقض‌نمائی تجربه .وحدت وجود و شرایط گوینده و مخاطب جامعه عهد تیموری در حوزه هرات، یکی از بهترین و زیباترین شیوۀ بیان هنرمندانه و عارفانه است.