مسئله وجود در فلسفه ابن جبیرول

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22054/wph.2023.70499.2112
چکیده

ابن‌جبیرول (فیلسوف یهودی قرن 11 میلادی) در کتاب «ینبوع‌الحیاه» تقسیمات مختلفی را برای مفهوم «وجود» برمی‌شمرد که برخی از این تقسیمات در نگاه نخست با یکدیگر ناسازگار به نظر می‌رسند و این پرسش‌ را برمی‌انگیزانند که علت این تقسیم‌بندی‌های متفاوت چیست و ابن‌جبیرول چه تعریفی از وجود دارد و چگونه می‌توان تقسیمات مختلف وجود را در نظام فلسفی او با هم انطباق داد؟ ما با روش تحلیلی – توصیفی مستقیماً به متن کتاب ینبوع الحیاه رجوع کردیم تا به این مسئله پاسخ دهیم. بر اساس یافته‌های این پژوهش، ابن‌جبیرول وجود را معادل وحدت می‌داند. با محور قرار دادن این مفهوم، می‌توان تقسیمات مختلف وجود را با هم سازگار کرد. در رأس سلسلۀ موجودات، خداوند در جایگاه وحدت خالق و پس از او ممکنات در جایگاه وحدت مخلوق قرار دارند. هر موجود ممکنی از دو وجود -یعنی ماده و صورت- تشکیل شده است. صورت عین وحدت است اما ماده (وجود مادی) حامل وحدت و کثرت به‌حساب می‌آید و خود نه وحدت است و نه کثرت، بنابراین، ماده نه وجود است و نه عدم و به همین نحو، هم وجود است و هم عدم.