تأثیر تفکر اورفئوسی و فیثاغوری بر تناسخ و جاودانگی نفس در فایدون

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه خاتم

2 دانشیار فلسفه، دانشگاه تهران

doi
10.22054/wph.2023.69790.2101
چکیده

روش پژوهش حاضر توصیفی_تحلیلی است و به بیان استدلال‌های جاودانگی نفس و تناسخ در فایدون و وجه تشابه و تفاوت آن‌ها با آموزه‌های اورفئوسی و فیثاغوری پرداخته‌می‌شود. در خصوص نحوه تأثیرپذیری افلاطون از این سنن، اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی از مفسران معتقدند که افلاطون در بیان آموزه‌های فرجام‌شناختی خود تحت‌ تأثیر اندیشه‌ی اورفئوسی‌ بوده و برخی دیگر آن‌ها را متأثر از فیثاغوریان دانسته‌اند. تناسخ مهم‌ترین آموزه فرجام‌شناختی‌ست که در مورد منشأ آن اختلاف‌نظر بسیار وجود دارد و برخی استدلال‌های افلاطون نیز مبتنی بر آن است. این آموزه پرسش‌هایی را در پی دارد، ازجمله اینکه میان رهایی از چرخه تناسخ و الوهیت روح چه ارتباطی وجود دارد؟ و شرط ضروری این الوهیت چیست؟ در این مقاله در ضمن بیان و تحلیل استدلال‌های افلاطون بر پایه تفکرات فرجام‌شناختی اورفئوسی‌ و فیثاغوری، به این پرسش‌ها و به بیان موضع خود در باب نحوه و میزان تأثیرپذیری افلاطون از آن‌ها می‌پردازیم.