دلوز: فیلسوفِ امر واحد (دفاعی در برابر نقدهای بدیو از دلوز با تکیه بر مفهوم بازگشت ابدی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه محض، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

2 دانشیار فلسفه دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

doi
10.22054/wph.2023.67062.2062
چکیده

بدیو در کتاب دلوز: غوغای هستی، به ارائه نظرات خود درباب هستی­شناسی دلوز پرداخته و با برشماری برخی ویژگی ها در نگره دلوز، او را درنهایت فیلسوف امر واحد می­خواند که با تکیه بر نگاه رواقی، در آنچه واژگون سازی افلاطون­خوانده ناموفق بوده­ و پروژه فلسفی­اش دست­آخر دستاوردی مگر تسلیم کثرت به واحد نداشته­است. برای بدیو که یکتا رسالت فیلسوف معاصر را در گسستن از مفهوم واحد به هر ترتیب می­داند، مفاهیمی چون اشتراک معنوی هستی و نیز بازگشت ابدی، صرفا به تساوی هستی و واحد خواهند رسید و حتی تفاوت در هستی­شناسی دلوز در نهایت تابع"همان" و راهبر واحد خواهد بود. در این مقاله تلاش خواهیم نمود ضمن برشمردن بخشی از نقدهای بدیو در خصوص ارتباط دلوز و نگره رواقی و نیز به کار­گیری مفهوم بازگشت ابدی و تلقی او از دلوز به­مثابه فیلسوف امر واحد، نقدی بر نقدهای بدیو ارائه و در نهایت از هستی­شناسی تفاوت و تکرار به­مثابه نسخه­ای مبتنی بر کثرت دفاع نماییم و نشان دهیم ریشه بنیادین نقدهای بدیو را می­توان در تلقی نامنسجم او از واحد و خلط عامدانه مفاهیم اشتراک معنوی وجود و واحد دانست.