نقد آرای منابع مثنوی پژوهی در تأویل عناصر اسطوره ای مثنوی مولانا
نویسندگان
1 هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استاد گروه ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22034/perlit.2020.11101چکیده
بعد از پدید آمدن مثنوی مولوی، در هر قرنی بر این اثر بینظیر عرفانی فارسی شرحها نوشته شده است. هماکنون ما با دیدگاه شارحان مختلف روبهروییم که از مقایسۀ آنها مشخص میشود تا به امروز اندیشهها در رویکردهای تأویلی به ابیات مثنوی بسیار متنوع بوده است. با بررسی واژۀ «رستم» در مقام یکی از نمادها و عناصر اسطورهای در هفت شرح برجستۀ فروزانفر، شهیدی، جعفری، استعلامی، زمانی، گولپینارلی و عبقری کوشش شده به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که دیدگاه شارحان مثنوی در مواجهه با نمادهای اساطیری آن چگونه بوده است. با اینکه در مثنوی غالباً رستم بهعنوان قهرمان ملّی، نماد انسان کامل است و مولوی وی را در کنار امام علی (ع) و حضرت حمزه آورده، اما نتیجۀ بررسی نشان میدهد شارحان مثنوی به مباحت اسطورهشناختی در برخورد با نمادهای اسطورهای این اثر کمتر توجه داشتهاند و هنگام مواجهه با شخصیت رستم، به پیشینۀ اساطیری آن اشارهای نکرده، بیتهای موردنظر را تحتاللفظی معنی کرده و وجوه اساطیری و عرفانی رستم را تبیین نکردهاند و در کل از نماد رستم بهعنوان قهرمانی حماسی که نماد انسان کامل در اندیشۀ مولوی شده است، غفلت ورزیدهاند.