نگرشی به مقولة « لفظ و معنا » در سبک هندی (با تأکید بر اشعار صائب)

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، ایران

doi
10.22034/perlit.2020.10289
چکیده

اعتقاد به اصالت «لفظ» یا «معنا» یکی از موضوعات بحث‌انگیز در سنّت ادبی و بلاغی ما بوده است؛ این‌که در شکل‌گیری آثار هنری، باید اعتبار و برجستگی را از آنِ شکل و صورت دانست یا محتوا، در طول اعصار و قرون، بحث درازدامنی را در میان طرفداران این دو دیدگاه به بار آورده است. این کشمکش پایان‌ناپذیر در عصر صفویّه یعنی دورۀ اوج و شکوفایی نقد ادبی و دانش سبک‌شناختی با نکته‌سنجی و دقت نظر و عمق دانش ناقدان ادبی تداوم می‌یابد؛ علاوه‌ بر آن در شعر سبک هندی نیز که یکی از مهم‌ترین عرصه‌های مباحث بلاغی، نقد ادبی و سبک‌شناسی بوده است، در کنار بسیاری از مسائل جدّی و تازۀ ادبی، توجّه به اصالت «لفظ» یا «معنا» جلوۀ ویژه‌ای دارد. اگر در اشعار صائب، بلیغ‌ترین شاعر سبک هندی، مفاهیمی چون «لفظ پاکیزه»، «لفظ غریب»، «لفظ پرداخته»، «معنی تازه»، «معنی نازک»، «معنی بیگانه»، «معنی رنگین» و «توأمانی لفظ و معنی» با بسامد بسیار بالایی دیده می‌شود، گذشته از اهمیّت موضوع برای شاعر، نباید از مضمون‌سازی و ایجاد روابط تناظری پیچیده و اعجاب‌آور او با این مفاهیم غافل باشیم. این پژوهش ضمن اشاره به سابقۀ بحث اصالت «لفظ» یا «معنا»، تحلیلی است از رویکرد سه‌گانۀ صائب در این موضوع که اغلب از خلق مضمون‌های غریب و باریک خالی نیست.