تحلیل خودگویی‌ها در شاهنامة فردوسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای ادبیات حماسی،گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد. ایران

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

doi
10.22034/perlit.2020.8405
چکیده

عمدۀ مختصات زبان در شاهنامۀ فردوسی، بر گفت‌وگو محوری استوار است، در جوار این گفتارها، ‌با خودگویی شخصیّت‌ها نیز مواجه می‌شویم. نقش خودگویی، برای گفت‌وگوهای تنهایی به ‌کار می‌رود و شیوه‎ای از روایت است که تجربیّات عاطفیِ شخصیّت‌های داستان، در سطوح مختلف ذهن، نشان داده می‌شود و به جریان سیّال ذهن نزدیک است. این مرحلۀ پیش از گفتار، زمزمۀ درونی است که شخصیت برای تبیین موقعیّت‌ها و ارائۀ ذهن خویش، از آن بهره می‌برد. زبان و خودگویی در ادبیّات، دو نظام نشانگی است و سعی دارد محتویات ذهن شخصیت را به تصویر بکشد. خودگویی‌ در شاهنامه، تولید معنا می‌کند و دارای کاربردهای مفهومی است. در این مقاله از منظر پیوند ادبیات با روان‌شناسی، ابیات مربوط به خودگویی در شاهنامه با دو روش پژوهشی کیفی و کمّی تبیین شده است که بیانگر ارتباط معناداری، بین خودگویی و شخصیّت‌پردازی، در شاهنامۀ فردوسی است. نتیجه آن‌که خودگویی‌‌ها در کنش‌گری‌ شخصیت‌ها که شامل کردار، اقدام یا مقابله هستند، برخوردی منفعلانه، نشان دادند. به این معنا که در خود‌گویی؛ بیان اندیشه و مافی‌الضمیر صورت گرفته و ارتباط مستحکمی میان خودگویی و کنش و واقعۀ بعد از خودگویی وجود ندارد و به عبارتی، از جانب شخصیت، کنشی متفاوت و منفعلانه انجام می‌گیرد که اغلب در تضاد با خودگویی است که زمزمه کرده است. در حالی‌که ارتباط وجوه و لایه‌های شخصیت و نمایاندن مکنونات شخصیت به وسیلۀ خودگویی به مراتب مؤثرتر و شفاف‌تر نمودار شده است. در این مسیر، خودآگاهی هم جریان می‌یابد و ترسیم بهتر شخصیّت‌پردازی رخ می‌دهد. در تحلیل محتوا مشخص شد، خودگوترین شخصیت شاهنامه با (۲۳) بیت رستم و سپس به ترتیب سیاوش (۲۰) بیت و کی‌کاووس (۱۸بیت)، خودگوترین شخصیت‌ها هستند.

کلیدواژه‌ها