لوفور یا دریدا: پرسش‌های واسازی درباره مفهومِ حق به شهر

نویسندگان

1 استادیار جغرافیا، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

doi
10.22054/wph.2021.49681.1808
چکیده

در سال­های اخیر پژوهش­های گسترده­ای بر اساس مفهوم حق به شهرِ لوفور، بدون نقد اساسی خودِ این مفهوم، در علوم اجتماعی انجام شده است. نوشتار حاضر بر مبنای رویکرد واسازیِ دریدا می­کوشد این مفهوم را بر محور دو پرسش زیر به نحو انتقادی ارزیابی کند: 1) مفهوم حق به شهر بر اساس چه عناصر و پیش­فرض­هایی صورت­بندی شده است؟؛ و 2) مفهوم حق به شهر بر اساس رویکرد واسازیِ دریدا از چه محدودیت­ها و تناقض­های نظری و اخلاقی برخوردار است؟ نوشتار حاضر نشان می­دهد که پیش­فرض­های بنیادین پروژه حق به شهر در پژوهش­های اخیر تحریف شده است، زیرا برخلاف دیدگاه­های ضدسرمایه‌داریِ لوفور، تلاش می­کنند با اتخاذ موضع غیررادیکال، آن را درون شهر سرمایه­داری عملیاتی کنند. افزون بر این، حتی اگر مفهوم حق به شهر را در چارچوب شهرِ اتوپیایی–غیرسرمایه­داری لوفور پیگیری کنیم، همچنان دارای محدودیت­ها و تناقض­های نظری، عملی و اخلاقی است، زیرا مفهوم حق به شهر او، بر اساس رویکرد دریدا، آمیخته با خشونتِ قانون­سازی و خشونت حفظ قانون­ است، درحالی‌که اتوپیا نمی­تواند و نباید مکان استقرار خشونت باشد. از سوی دیگر، پروژه حق به شهر لوفور دارای جنبه­ غیراخلاقی است. تا جایی که نیروی کارگر به­مثابه تنها نیروی مشروع برای فعلیت­بخشی مفهوم حق به شهر، تحت ضرورت تاریخی و بدون اراده خویش عمل می­کند، نمی­تواند و نباید به­عنوان طبقه­ عادل یا فاقد عدالت و مسئولیت­پذیر یا ­مسئولیت­ناپذیر درنظر گرفته شود، زیرا عدالت و مسئولیت­پذیری تنها درباره اراده و عمل آزاد صادق است؛ بنابراین، اگر اخلاق را حوزه اراده و اختیار در نظر بگیریم، مفهوم حق به شهر لوفور بیرون از حوزه اخلاق قرار می­گیرد.در سال­های اخیر پژوهش­های گسترده­ای بر اساس مفهوم حق به شهرِ لوفور، بدون نقد اساسی خودِ این مفهوم، در علوم اجتماعی انجام شده است. نوشتار حاضر بر مبنای رویکرد واسازیِ دریدا می­کوشد این مفهوم را بر محور دو پرسش زیر به نحو انتقادی ارزیابی کند: 1) مفهوم حق به شهر بر اساس چه عناصر و پیش­فرض­هایی صورت­بندی شده است؟؛ و 2) مفهوم حق به شهر بر اساس رویکرد واسازیِ دریدا از چه محدودیت­ها و تناقض­های نظری و اخلاقی برخوردار است؟ نوشتار حاضر نشان می­دهد که پیش­فرض­های بنیادین پروژه حق به شهر در پژوهش­های اخیر تحریف شده است، زیرا برخلاف دیدگاه­های ضدسرمایه‌داریِ لوفور، تلاش می­کنند با اتخاذ موضع غیررادیکال، آن را درون شهر سرمایه­داری عملیاتی کنند. افزون بر این، حتی اگر مفهوم حق به شهر را در چارچوب شهرِ اتوپیایی–غیرسرمایه­داری لوفور پیگیری کنیم، همچنان دارای محدودیت­ها و تناقض­های نظری، عملی و اخلاقی است، زیرا مفهوم حق به شهر او، بر اساس رویکرد دریدا، آمیخته با خشونتِ قانون­سازی و خشونت حفظ قانون­ است، درحالی‌که اتوپیا نمی­تواند و نباید مکان استقرار خشونت باشد. از سوی دیگر، پروژه حق به شهر لوفور دارای جنبه­ غیراخلاقی است. تا جایی که نیروی کارگر به­مثابه تنها نیروی مشروع برای فعلیت­بخشی مفهوم حق به شهر، تحت ضرورت تاریخی و بدون اراده خویش عمل می­کند، نمی­تواند و نباید به­عنوان طبقه­ عادل یا فاقد عدالت و مسئولیت­پذیر یا ­مسئولیت­ناپذیر درنظر گرفته شود، زیرا عدالت و مسئولیت­پذیری تنها درباره اراده و عمل آزاد صادق است؛ بنابراین، اگر اخلاق را حوزه اراده و اختیار در نظر بگیریم، مفهوم حق به شهر لوفور بیرون از حوزه اخلاق قرار می­گیرد.