پرسش از واقع‌گرایی در اندیشۀ هیدگر

نویسندگان

1 محقق پسادکتری فلسفه، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران

doi
10.22054/wph.2021.54034.1880
چکیده

این مقاله که به پرسش از واقع‌گرایی و ناواقع‌گرایی در هیدگر می‌پردازد از چهار بخش تشکیل شده است. در بخش نخست در مروری تاریخی تصویری کلی از سه دسته تفسیر متفاوت از واقع‌گرایی و ناواقع‌گرایی در فلسفۀ هیدگر در میانِ مفسرانِ انگلیسی‌زبانِ او عرضه خواهد شد. دستۀ نخست هیدگر را واقع‌گرا می‌دانند؛ دستۀ دوم تفسیری ایده‌آلیستی از او ارائه می‌کنند و دستۀ سوم او را نه واقع‌گرا و نه ایده‌آلیست به شمار می‌آورند. در بخش دوم تفسیرِ واقع‌گرایی حداکثری دریفوس –اسپینوزا از هیدگر و دو استدلال ایشان یعنی برهانِ جهان‌های چندگانه و استدلالِ پدیده‌شناختی در دفاع از آن روایت می‌گردد. در بخش سوم نقدهای سه نمونه از مهم‌ترین منتقدان این تفسیر، یعنی راتال، مالپس و رورتی، ارزیابی و نقاطِ ضعف و قوتِ آن نقدها آشکار می‌گردد. در بخش چهارم در ذیلِ ارزیابیِ نهایی بر پایۀ نقدهایی مستقل موضعِ دریفوس-اسپینوزا از دیدِ فلسفی از جهاتِ گوناگون به چالش کشیده می‌شود و نگرانی‌هایی تفسیری نیز در موردِ آن مطرح می‌گردد.