مطالعۀ تطبیقی جهان‌های موازی فیزیک و جهان‌های ممکن دیوید لوئیس

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشجو دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22054/wph.2021.57102.1924
چکیده

در نگاه نخست به نظر می‌رسد می‌توان شباهت‌هایی بین جهان‌های ممکن مورد نظر لوئیس و نظریۀ جهان‌های موازی فیزیک یافت. هر دو این نظریات به امکان وجود جهان‌هایی بیش از جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، اشاره دارند. پس از رسالۀ اورت، توجه فیزیک‌دانان به چندجهانی و جهان‌های موازی جلب شد. اکنون جهان‌های موازی یکی از نظریه‌های مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران حوزۀ فیزیک است. دیوید لوئیس با تکیه بر فیزیکالیسم و رئالیسم موجهاتی از جمله طرفداران نظریۀ جهان‌های ممکن است. در این مقاله کوشیده‌ایم با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی ابتدا مبانی دو نظریه را تبیین کرده و سپس نظریۀ لوئیس را در مورد جهان‌های ممکن با توجه به نظریۀ جهان‌های موازی مورد بررسی قرار دهیم. هر دو نظریه وجود جهان‌های دیگر را ممکن می‌دانند. نظریه لوئیس شش ویژگی اصلی دارد: ۱- وجود و واقعیت جهان‌های ممکن، ۲- عدم وجود رابطه علی میان‌ جهان‌های ممکن، ۳- شباهت جهان‌های ممکن با جهان ما و تفاوت در محتوای جهان‌ها، ۴- عدم امکان تقلیل جهان‌های ممکن، ۵- نمایه‌ای بودن واقعیت و ۶- اتحاد مکان- زمان اجزای هر جهان و مجزا بودن روابط زمان-مکان جهان‌ها. نتایج پژوهش نشان می‌دهد در صورتی که جهان‌های موازی، زمانی به عنوان یک حقیقت علمی مورد تأیید قرار بگیرند، آنگاه ممکن است ویژگی‌های دوم، سوم و ششم نظریۀ لوئیس با واقعیت فیزیکی در تضاد قرار بگیرند. در صورت وجود تضاد -به جهت بنیادی بودن این ویژگی‌ها- نظریۀ جهان‌های ممکن لوئیس دچار تزلزل فراوان خواهد شد.