تحلیل عشق و پیامدهای معرفت‌شناسانه آن در اندیشه گابریل مارسل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری عرفان و تصوف، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 دانشیار الهیات، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 استادیار الهیات، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22054/wph.2021.51579.1843
چکیده

عشق یکی از واژه‌های مهمی است که در اخلاق، فلسفه و عرفان و مکاتب مختلف فلسفی از جمله اگزیستانسیالیسم، مورد بحث قرار گرفته است. گابریل مارسل (1889-1973م)، فیلسوف فرانسوی قرن بیستم در تاملات فلسفی خویش با تفکیک «مساله» از «راز»، عشق را از مصادیق راز به­شمار آورده است. از نظر وی «راز» امری است که نمی­توان آن را از راه روش­های رایج در علوم و در قلمرو تفکر اولیه حل و فصل کرد، بلکه باید اذعان کرد که آن را باید در حوزه تفکر ثانویه مورد تامل قرار داد. همچنین از دیدگاه مارسل راز عشق به ساحت «بودن» متعلق است، نه به قلمرو «داشتن». در این مقاله به روشی توصیفی- تحلیلی، سعی کرده­ایم خطوط کلی اندیشه او را در این باب بیان کرده و لوازم معرفت­شناختی آن را از منظر روابط انسانی و پذیرش وجود دیگران در شبکه عاشقانه میان انسان­ها و پذیرش وجود موجودی متعالی در عشق به ماوراءالطبیعه، نفی شکاکیت، اثبات وجود جهان، کنار نهادن ذهنیت‌باوری و سوبژکتیویسم دکارتی مورد بحث قرار دهیم.