فلسفة میان فرهنگی از دیدگاه رام ادهرمال

نویسندگان

1 استاد فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 دانشیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22054/wph.2020.53843.1876
چکیده

مسئلة این پژوهش، بررسی چیستی فلسفة میان­فرهنگی با رویکردی توصیفی-تحلیلی از دیدگاه رام ادهرمال است که با پیشینه­ای هندی به غرب سفر کرده و انجمن فلسفة میان­فرهنگی را در آلمان تاسیس کرده است.وی با اتکا بر مبانی­ای نظیر نسبت فلسفه و فرهنگ،دیگری فرهنگی، هم­پوشانی­ها، حقیقت، کثرت­گرایی و تساهل، به بسط فلسفة میان­فرهنگی با خوانشی شرقی پرداخته است که البتّه در عین آن که بر آمده از یک دارمای هندی به عنوان یک حقیقت و اسامی مختلف است؛ اما به فراروی از مکانمندی خود پرداخته است و کوشیده تا با نقد مرکزیت­گرایی اروپایی و قوم گرایانه معکوس شرقی، از فلسفة سفیدی سخن گوید که ذاتاً فاقد رنگ و زبان و نژاد خاصی است و به تعداد فرهنگ­های مختلف، ریشه ­های متنوّعی دارد که در هرمنوتیک چهار وجهی بین اروپائیان و غیر اروپائیان به تصویر کشیده می­شود. بدین­سان،فلسفة میان­فرهنگی یک نگرش یا تعهّد اخلاقی است و منجر به یک سبک زندگی نیز می­شود. روش او با تکیه بر منطق چند­ارزشی جینیزمی، هرمنوتیک تناسبی و پدیدار شناسانه است که بر اساس ساختارهای مشترک و هم­پوشان فرهنگها به تمایزات آنها نیز می­پردازد و با طرح فلسفة رهایی بخش، به سمت یک گفتمان چند صدایی در جهان و بدون خود­مطلق­پنداری حرکت می­کند و می­کوشد تا با به بازخوانی فلسفة هندی در گفتمان جهانی بپردازد و همچنین، یک جامعه و جهان میان­فرهنگی با وحدت بدون همسانی را جستجو می­کند.