مقایسه نظریة آشنایی راسل و نظریة علم حضوری ملاصدرا

نویسندگان

1 دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه قم، قم، ایران

2 استاد فلسفه، دانشگاه قم، قم،‌ایران

doi
10.22054/wph.2021.51258.1833
چکیده

نظریة علم حضوری جایگاه ویژه­ای را در نظام صدرایی به خود اختصاص داده است. علم حضوری هم یک نظریه در حوزة معرفت شناسی فلسفة صدرا است و هم نظریه­ای است برای تبیین خودآگاهی. تأمل بر این نظریة مهم، بی­درنگ ما را متوجه ماهیت پیچیده و رازآمیز آن خواهد کرد. نوشتار حاضر بر آن است تا در قالب نگرشی مقایسه­ای بین این نظریه و یکی از مهم­ترین نظریه­های خودآگاهی در فلسفة تحلیلی، یعنی نظریة آشنایی، با زبانی روشن­تر یک بازخوانی دقیق و شفاف از آن ارائه کند. نظریة آشنایی راسل در نگاه نخست یکی از شبیه­ترین نظریه­ها به نظریة صدرا است. ویژگی­هایی هم­چون شرط حضور، بی­واسطگی، خطاناپذیری و از این قبیل، نمونه­هایی از همسویی­ این دو نظریه­اند. اما بحث اتحاد عالم و معلوم در نظریة صدرا نقطة جدایی این دو نظریه است و در حقیقت جایی است که ادعای قرابت میان این دو را با چالش جدی مواجه خواهد کرد. در نهایت شاید با قدری تسامح بتوان گفت نظریة راسل تصویری ابتدایی و تکمیل نشده از نظریة صدرا است. ضمن این­که باید توجه داشت که فهم این دو نظریه در بستر نظام فلسفی متفاوت این دو فیلسوف- یعنی اصالت وجود صدرا و مبناگرایی معرفتی راسل- ادعای قرابت عمیق بین این دو نظریه را مشکل­تر می‌سازد.