کارکرد تخیل در ساخت و فهم واقعیت در هرمنوتیک پل ریکور

نویسندگان

1 استادیار فلسفه هنر دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکترای پژوهش هنر دانشگاه هنر تهران ، تهران، ایران.

doi
10.22054/wph.2021.52038.1849
چکیده

جدال واقعیت و تخیل از دوران باستان تا به امروز به اشکال مختلف بروز و ظهور داشته است. بر مبنای این دوگانگی، تخیل چیزی مقابل واقعیت تجربی قلمداد می­شود که تنها قادر است احساسات آدمی را برانگیزد و با دلالتی ضمنی به چیزهایی اشاره کند که ساخته و پرداخته­ی ذهن آدمی است و نقشی در شناخت ما ندارد. این جدال یکی از محوری­ترین بحث­های پل ریکور را شکل می­دهد. او می­کوشد تا با نقد و تحلیل نظریه­های پیشین از این تقابل فراتر رفته و تأکید خود را بر وجة کارکردی تخیل و نفوذ آن در واقعیت بگذارد. پژوهش حاضر در پی آن است تا با کاوش در نوشته­های مختلف ریکور چهارچوبی از تحلیل او به دست دهد تا از این طریق نشان دهد چگونه تخیل در ساخت و پرداخت واقعیت نقشی عمده ایفا می­کند. از این رو، نخست با تکیه بر آرا و نقدهای ریکور چرخش زبانی او در بحث تخیل را شرح می­دهیم و سپس به کارکردها و پیامدهایی می­پردازیم که از پس این ساز و کار زبانی آشکار می­شوند. این کارکردها که می­توان آنان را تألیف شاکله­ساز و طرح­افکنی معناهای ممکن نامید در سه گام تشریح می­شوند. در این مسیر، می­توان دید چگونه شاکله­ای بوطیقایی با ابداع معنای تازه تصویری خلق می­کند که با ارجاع غیر مستقیم خود به واقعیت از آن آشنایی­زدایی می­کند. در انتها نیز اشاره می­کنیم که این فهم تازه از واقعیت چه تأثیری در نگرش ما به جهان دارد.