بازنمایی به منزلة "معنای مجسم" از دیدگاه آرتور دانتو (مطالعه موردی آثار جف کونز)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفة هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران

2 دانشیار فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران

doi
10.22054/wph.2021.56558.1918
چکیده

هنر مدرن و هنر معاصر مفهوم بازنمایی را، که حدود دو­ هزارسال بر تاریخ فلسفة هنر  سیطره داشت، مورد نقد قرار داده است. بر این اساس دیگر تلقی کلاسیک از بازنمایی قادر به تحلیل نمونه­های هنری جدیدی نبود که از هنگام شکل­گیری هنر مدرن پدید آمده ­بودند. آرتور دانتو یکی از فیلسوفان هنر قرن بیستم است که به ویژه با توجه به هنر معاصر به ارزیابی مجدد نظریة "بازنمایی" پرداخته است. دانتو معتقد است که هنر امروز، شاهد ظهور ابژه­های واقعی[1] در آثار هنری است و دیگر هنر صرفاً بازنمایی واقعیت نیست بلکه ابژه­های واقعی خود تبدیل به اثر هنری شده­اند. وی آثار هنری را بیان­های نمادینی می­داند که خود را تجسم می­بخشند. مقاله حاضر تلاشی است برای تبیین دریافت دانتو از مفهوم هنر به منزلة بازنمایی که با تکیه بر کتاب استحالة شئ  معمولی (1981)، فراسوی جعبه های بریلو (1992) و آنچه هنر است (2013) صورت گرفته است. در این مقاله به تحلیل چرایی طرح این نظریه از سوی دانتو اشاره می­شود که او چگونه تفسیری دیگر از مفهوم بازنمایی را طرح کرد و آن مفهوم را متمایز از تلقی کلاسیک آن توضیح داد. اهمیت تلقی دانتو در این خصوص بررسی نمونه­های هنر معاصر براساس تفسیر تازه­ای است که از مفهوم بازنمایی در هنر طرح می­کند. همچنین در این مقاله به مطالعه موردی در خصوص هنرمند معاصرجف کونز نیز اشاره شده است. [1]. Real object