سخن سردبیر

نویسندگان
doi
10.48308/kj.2026.106994
چکیده

این شماره از مجلۀ شناخت با سه مقاله در فلسفۀ ذهن معاصر آغاز می‌شود؛ سه پژوهشی که هریک، از زاویه‌ای متفاوت، با مسئلۀ آگاهی و جایگاه آن در تصویر فیزیکالیستی از جهان دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نخستین مقاله، «سرشت تقویمیِ مفاهیم پدیداری و حدودِ برون‌گرایی»، به چالشی می‌پردازد که برون‌گراییِ اجتماعی در برابر راهبرد مفهوم پدیداری پدید آورده است. نویسنده، با بهره‌گیری از تحلیل لی ژانگ و تمایز چالمرز میان مفاهیم پدیداریِ اشاره‌ای و محض، نشان می‌دهد که رویکرد تقویمی تنها گزینۀ قابل‌قبول برای تبیین ارجاع مستقیم این مفاهیم است و برون‌گراییِ اجتماعی تنها دربارۀ مفاهیم پدیداریِ رابطه‌ای و پایدار صادق است، نه دربارۀ مفاهیم پدیداریِ محض که ماهیتشان با تجربه تقویم می‌شود. مقالۀ دوم، «صورت‌بندی فیزیکالیسم و چالش‌های آن»، گامی به عقب‌تر برمی‌دارد و می‌پرسد که ادعای فیزیکالیسم چگونه باید صورت‌بندی شود تا در برابر اشکالات کلاسیک دوام بیاورد. نویسنده سه چالش عمده را بررسی می‌کند: دوراهی بغرنج همپل، مشکل مازادها، و مشکل مسدودکننده‌ها، و استدلال می‌کند که با پذیرفتن مفهومی اولیه از ویژگی فیزیکی می‌توان اشکال نخست را رفع کرد، اما از میان راهکارهایی که در حل مشکل دوم موفق شده‌اند، تنها راه‌حل چالمرز از عهدۀ پاسخ به مشکل سوم برمی‌آید. سومین مقاله، «از ابهام اشیای مادی به دوگانه‌انگاری جوهری نوخاسته»، استدلال بدیع دین زیمرمن را در کانون بحث می‌گذارد: ابهام اشیای مادی متعارف و مسئلۀ کثرت، مادی‌انگاری را به چالش می‌کشد. نویسنده ضمن ارائۀ تقریری سرراست‌تر از استدلال زیمرمن و نشان‌دادن ناکارآمدی راهکارهای مادی‌انگاران، استدلال می‌کند که هر تلاشی برای تدقیق مرزهای مادیِ «خود» در گریز از ابهام، ناگزیر مادی‌انگار را به پذیرش ساختاری وا می‌دارد که دیگر مرز مستحکمی با دوگانه‌انگاری جوهری نوخاسته ندارد.از آنجا که هر بحثی دربارۀ آگاهی و ذهن، پرسش از فاعل شناسا را نیز به میان می‌آورد، دو مقالۀ بعدی به مسئلۀ باور و عاملیت معرفتی می‌پردازند، هر یک از منظری متفاوت. مقالۀ چهارم، «باورهای خودتحقق‌بخش و اختیارگرایی باورمندانه»، به تلاش‌هایی می‌پردازد که می‌کوشند اراده‌گرایی دربابِ باور را حداقل در شرایط خاص و برای بخش محدودی از باورها توجیه کنند؛ شرایطی که رابطه‌ای خاص میان باورکردن ارادی و صدق متعلق باور وجود دارد. نویسنده پس از بررسی نسخه‌های مختلف این ایده در آثار ولمن، پلیز و رایسنر، نقد آنتیل را ارزیابی و تقویت می‌کند و نتیجه می‌گیرد که نه باورهای خودتحقق‌بخش و نه وضعیت‌های تعلیق معرفتی نمی‌توانند شاهدی برای اراده‌گراییِ باورمندانه باشند. مقالۀ پنجم، «فاعل معرفت از نگاه قرآن»، از زاویه‌ای یکسره متفاوت به همین پرسش نزدیک می‌شود. نویسنده با تمرکز بر این پرسش که فاعل شناسایی از منظر قرآن کریم چیست، جایگاه قلب را به‌مثابۀ گزینۀ اصلی در احراز این مقام تحلیل می‌کند. با استناد به آیات و نقد ضمنیِ دیدگاه‌های رقیب، نشان داده می‌شود که قلب در اصطلاح قرآنی حقیقت غیرمادی و جامع انسان است و دیگر قوا مانند سمع، بصر و حتی فعلِ تعقل به‌عنوانِ ابزار معرفتی در طول آن عمل می‌کنند؛ الگوی معرفت‌شناختی منسجمی که در آن ادراک، عاطفه و اراده در کانون واحدی همگرا می‌شوند.شماره با دو مقاله در افق‌هایی گشوده‌تر به پایان می‌رسد. مقالۀ ششم، «پارادوکس زمان در الهیات آگوستین»، نشان می‌دهد که چگونه دو بند ظاهراً متعارض، یکی از حکمت یشوع بر دفعی‌بودن آفرینش و دیگری از سِفرپیدایش بر تدریجی‌بودن آن، آگوستین را با تناقضی درونی در مفهوم زمان روبه‌رو می‌کند. نویسنده با روش توصیفی-تحلیلی نشان می‌دهد که آگوستین مشکل دفعی‌بودن آفرینش را با توسل به نظریۀ عقول بذری حل می‌کند، اما با انکار زمان به‌مثابۀ امری خارجی و واقعی، در تبیین آفرینشِ تدریجی با چالشی جدی مواجه می‌شود و دچار تناقض می‌گردد. سرانجام، مقالۀ هفتم، «زیست‌هنر و فلسفۀ تفاوت»، با تمرکز بر اثر «آلبا» از ادواردو کاک، الگویی نظری برای تحلیل هنر تراریخته پیشنهاد می‌کند. نویسنده با تلفیق فلسفۀ دلوز، از جمله مفاهیم سوژۀ لاروی و شبه‌چیز، با نظریۀ فردیت‌یابیِ سیموندون، نشان می‌دهد که متابولیسم پروتئین فلورسنت سبز در آلبا تجسم عینیِ یک سوژۀ لاروی است که ازطریقِ بازتعریف رابطۀ ارگانیسم-محیط و حفظ تفاوت‌های گونه‌ای به‌مثابۀ شبه‌چیز، انسان‌محوری در هنر و فلسفه را به چالش می‌کشد و گذار هنر از قلمروی بازنمایی به عرصۀ زیست‌فناوری را محقق می‌سازد.امید است این هفت پژوهش، در کنار یکدیگر، درگاهی نو به روی تأمل فلسفی بگشایند.

کلیدواژه‌ها