تحلیل و بررسی بازتاب قرآن کریم در کنایههای عامیانه با رویکرد بینامتنیت
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه کوثر بجنورد
2 استادیار، دانشگاه کوثر بجنورد
doi
چکیده
بینامتنیت حاصل رویکرد زبانشناختی در حوزه نقد جدید است و به معنای بررسی روابط موجود میان متونی است که موجب آفرینش متن جدید میشود و هر متن ادبی را بهمنزلة جذب و دگرگونسازی متون گوناگون گذشته و یا همزمان با آن میداند. این نظریه در قرن بیستم میلادی توسط «ژولیا کریستوا» ناقد فرانسوی، ارائه شد و بهشدت موردتوجه ناقدان قرار گرفت. این نظریه هرچند در نقد جدید مطرح شده است، اما این پدیده با همه انواع آن از دیرباز در ادبیات ایران زمین بهویژه در ادبیات عامیانه کاربرد داشته است و شایعترین نوع این پدیده، بازتاب کارکرد آیات، واژگان و معانی قرآن کریم به شکل گسترده و متفاوت در کنایههای عامیانه است که تنها با تطبیق نظریه بینامتنیت میتوان به زیبایی آن دست یافت. پژوهش حاضر در تلاش است با روش توصیفیتحلیلی، انواع روابط بینامتنی قران کریم با کنایههای عامیانه را بررسی کند تا تأکیدی بر پیوند ناگسستنی فرهنگ اسلامی با ادبیات محاورهای ایرانیان باشد. نتایج پژوهش نشان میدهد که کنایههای عامیانه گاه الفاظ، مضامین، عناوین قرآنی، و همچنین شخصیتها و حوادث تاریخی آن را منبع الهام خویش قرار میدهد و بیشترین شکل بینامتنی قرآنی بهکار رفته، در کنایهها بهصورت نفی متوازی یا امتصاص است.