باورهای خودتحقق‌بخش و اختیارگرایی باورمندانه در معرفتشناسی معاصر

نویسندگان

1 گروه فلسفه و عرفان اسلامی، دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.48308/kj.2026.242603.1383
چکیده

به طور کلی در معرفت‌شناسی قرن بیستم باور حالتی غیرارادی تلقی می‌شده است که مبتنی بر شواهد است و  بر اساس اراده و تصمیم سوژه قابل شکل‌گیری نیست. در قرن 21ام تلاش‌های مختلفی در دفاع از اراده‌گرایی درباب باور صورت گرفته است. مطابق یک گروه از این تلاش‌ها، حداقل در شرایط خاص و برای بخش محدودی از باورها، اراده‌گرایی قابل دفاع است. این شامل شرایطی است که رابطه‌ای خاص میان باورکردن ارادی و صدق متعلق باور وجود دارد به نحوی که صدق باور به صورت مفهومی یا به خاطر شرایط خاص با باور کردن تضمین می‌شود. این مقاله به بررسی نسخه‌های مختلف این ایده در آثار دیوید ولمن و ریک پلیز (مبتنی بر باورهای خودتحقق‌بخش) و اندرو رایسنر (مبتنی بر وضعیت تعلیق معرفتی) می‌پردازد.  سپس نقد گریگوری آنتیل علیه این تلاش‌ها بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که این نقد در صورت فعلی‌اش کفایت لازم را ندارد. در نهایت نقد آنتیل تقویت می‌شود و استدلال می‌شود که باورهای خودتحقق‌بخش و وضعیت‌های تعلیق معرفتی نمی‌توانند شاهدی برای اراده‌گرایی باورمندانه باشند. در نتیجه دفاع از اراده‌گرایی حتی در مورد موارد مشخص و محدود با مشکلات جدی روبه‌رو است.