لوکوربوزیه، بازی، باتای؛ تفسیرِ کلیسای رُنشان براساسِ مفهومِ بیصورت در فلسفۀ باتای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشگاه هنر تهران. تهران. ایران
2 دانشیار فلسفه هنر، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22054/wph.2020.55271.1893چکیده
لوکوربوزیه و باتای که از مخالفانِ معماری بود، به ظاهر دو چهرۀ متضادند. اما میانِ این دو رابطهای هست. لوکوربوزیه زمانی که مشغولِ ساختِ رُنشان بوده سهم ملعونِ باتای را میخواند. «بازی» از مفاهیمِ مشترک در دستگاهِ نظریِ این دوست که شاید اندکی متفاوت باشد. در این مقاله با مروری بر کلیسای رُنشانِ لوکوربوزیه به جستجوی این نسبت خواهیم پرداخت. در رُنشان لوکوربوزیه بازیِ تقابلمحور را به سرآغازِ معماری میرساند: آنچه هم معماری است و هم نیست. رُنشان ادامۀ بازیِ چرخاندنِ محورهاست که لوکوربوزیه از دهۀ ۱۹۲۰ آغاز کرده بود، تدبیری که باتای نیز در «آسفاله» به کار برده بود. بازیِ رُنشان در کارِ «ناچیز کردنِ چیز» و «قربانیِ» معماری است، مفاهیمی که در سهم ملعون و آثارِ باتای یافت میشود. در نهایت رُنشان به بازی کشاندنِ ساختارِ مرسومِ معمارانه است چه در ارجاعها و چه در صورت. این درست همان موضوعِ تحسینِ باتای در آثاری است که از نظرِ او کلیسای جامعِ زمانه و برتر از آناند: نقاشیهای مانه و تالارِ غارِ لاسکو. لوکوربوزیه در مفهومِ کمتر فهمیدۀ «ماشینِ زندگی» معماری کردن را به فرآیندِ «بیصورتی» که باتای در نظر داشت نزدیک کرده است: بازیِ تنشهایی که در رُنشان به نتیجۀ اعلای خود رسیده است. لوکوربوزیه با قربانیِ آنچه دوست میدارد، چنان که خود میپندارد، در جایگاهِ «شهریارِ» باتای مینشیند و قربانی میشود.