معنای طلاق از دیدگاه فرد مطلقه: یک مطالعه کیفی پدیدارشناسانه
نویسندگان
1 استاد گروه مشاوره دانشگاه خوارزمی تهران
2 دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه علامه طباطبائی
3 دکتری مشاوره دانشگاه شهید چمران اهواز
4 دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن
doi
چکیده
زیربناییترین بعد در شکلگیری هر پدیدهای معانی ذهنی است. معنایی که فرد مطلقه برای طلاق قائل است بعدی مهم در ساختار این پدیده است. در این راستا هدف از این پژوهش مطالعه کیفی معنای طلاق، از دیدگاه فرد مطلقه و مقایسه دیدگاه مردان و زنان طلاق گرفته در این زمینه است. از میان روشهای پژوهش کیفی روش پدیدارشناسی برای انجام پژوهش بکار گرفته شده است. 25 نفر (13 زن و 12 مرد) بهوسیله نمونهگیری هدفمند و با استراتژی نمونهگیری معیار انتخاب شدند تا اشباع دادهها، مصاحبهها ادامه یافت. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. همچنین، برای تحلیل دیدگاه شرکتکنندگان از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. یافتههای پژوهش شامل دو مضمون اصلی ادراک معانی طلاق و ابعاد معنایی طلاق بود؛ مضمون ادراک معنایی طلاق به سه خرده مضمون معنای رهایی بخشی طلاق، آخرین چاره بودن طلاق و بار منفی معنایی طلاق تقسیم شد. در مضمون ابعاد معنایی طلاق به سه خرده مضمون معنای اجتماعی، معنای شخصی و معنای جنسیتی طلاق پرداخته شده است؛ مردان و زنان دارای تجربهای یکسان در زمینه معنای طلاق بودند، اما در چگونگی تجربه آنها تفاوتهایی وجود داشت. با توجه به پیامدهای طلاق، زنان این پدیده را بیشتر منفی معنا کردند. بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش میتوان گفت که طلاق پدیدهای چندمعنایی و چندبعدی است که متأثر از شخص، جنسیت، شرایط اجتماعی و فرهنگی فرد می باشد.