رویکرد مولانا نسبت به فکر و اندیشه

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز

3 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
چکیده

در باور مولوی فکر نه تنها مهم­ترین بخش وجودی انسان بلکه موجد عالم معنا و صورت است. انسان اندیشه­ور و آگاه با به کارگیری فکر حقیقی و رویکرد­های گوناگون آن سبب خلق و آفرینش در جهات مختلف زندگی (هنری،رفتاری، روحی و روانی) می­شود. افکار ( لطیفه­های غیبی ) مسبّب خیر و شرّ در عالم هستی­اند و مادام مشغول جذب، دفع، اکل و صورت­سازی هستند. مولانا فکر را در زمرة کمترین آکلان می­داند و بر آن است که این نیرو موجب فربهی یا نزاری روح می­شود. وی با رویکرد­های متفاوت گاه ممدوح گاه مذموم از فکر یاد کرده است. دید متناقض­گونه و پارادوکسیکال وی محل تأمل بسیار است. وی همگام و هم عقیده با عرفا و فلاسفه این قوه را در معانی و انواع کارکرد به کار برده است. وی بیشتر به کارکرد­های عملی فکر ارزش و اعتبار می­دهد و رویة نظری آن را زمینة بروز و ظهور آن کارکرد­ها می­داند.