تحلیل مبانی هستی‌شناختی بحران زیست محیطی معاصر و شروط امکان غلبه بر آن بر‌اساس تفکر مارتین هیدگر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشیار فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران .

doi
10.22054/wph.2020.46947.1770
چکیده

زندگی انسان به گونه­ای اجتناب­ناپذیر با محیط زیست و طبیعت پیوند خورده است؛ انسان بر زمین اقامت دارد و بنابراین وابستگی و تعلق او به زمین و موجودات دیگر پیش فرض همۀ نسبت­های دیگر او محسوب می‎شود. اما عمدتاً این نسبت به تدریج به صورت نادیده گرفتن یک طرف؛ یعنی محیط زیست و بهره‎وری از آن در جهت خواستِ طرف دیگر، انسان، درآمده است. این نسبت، نسبتی مبتنی بر تفکر سوژه-ابژه و دیگر‌بودگی محیط زیست است. ادامۀ این وضعیت به حیات زمین و همۀ موجودات آن آسیب جدی خواهد رساند. هیدگر که تاریخ تمدن غرب را تاریخ غفلت از وجود می داند، ریشه های عمیق نسبت کنونی بشر با طبیعت و در‌ نتیجه بحران زیست‎محیطی را در تلقی خاصی از موجودات می داند که بر‌اساس آن موجودات به متعلقات صرف شناسایی بشری، جهت تسلط بر آنها تنزل یافته اند. هیدگر چنین نسبتی با موجودات و کل طبیعت را نسبتی سوبژکتیو دانسته و می­کوشد با طرح مسألة وجود و در-جهان-بودن و هم جواری آدمی با موجودات و سکنی گزیدن او در زمین براساس دوستی و نفی دوگانه­انگاری، تقابل انسان با طبیعت را منتفی سازد.