ارزیابی تنوع مورفولوژیکی، فنولوژیکی و مولکولی جمعیت‌های ایرانی گونه بابونه زاگرسی (Anthemis haussknechtii Boiss. & Reut.)

نویسندگان

1 استادیار، بخش تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، همدان، ایران.

2 استاد، بخش تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

3 استاد، گروه زراعت و اصلاح نباتات، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

4 دانشیار، بانک ژن منابع طبیعی ایران، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

5 استاد، بخش تحقیقات گیاهان دارویی و محصولات فرعی، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

doi
10.22092/ijmapr.2018.115235.2120
چکیده

در این مطالعه، صفات مورفولوژیک، فنولوژیک و مولکولی برای آنالیز تنوع در میان جمعیت‌های مختلف بابونه زاگرسی (Anthemis haussknechtii Boiss. & Reut.) شش استان مرکزی و غرب کشور، مورد استفاده قرار گرفتند. آنالیز تنوع صفات مورفولوژیک و فنولوژیک نشان داد که در میان جمعیت‌ها، همه صفات تحت ارزیابی دارای تفاوت معنی‌داری بودند. حداکثر ضرایب تنوع‌پذیری متعلق به درصد اسانس (45.76%)، تعداد ساقه گلده (38.76%) و قطر گل (32.86%) بود. در آنالیز ISSR، 6 آغازگر انتخابی، 55 نوار تولید کردند که 38 نوار (69.1%) چندشکل بودند. دامنه فاصله ژنتیکی میان جمعیت‌ها از 0.009 تا 0.439 بود. مطابق دندروگرام حاصل از UPGMA، در میزان شباهت 0.66، جمعیت‌ها به دو گروه اصلی تقسیم شدند. گروه‌بندی جمعیت‌ها براساس نشانگرهای مولکولی، مطابق گروه‌بندی جغرافیایی آنها بود. از میان جمعیت‌های مورد مطالعه، جمعیت ایلام برای مناطق گرمسیر با شرایط آبی مناسب، جمعیت‌های اردکان و خرم‌آباد برای بهره‌برداران تجاری و مراکز تحقیقاتی و جمعیت میبد برای کشت در مناطق خشک و نیمه‌خشک قابل توصیه می‌باشند. دامنه وسیع تنوع ژنتیکی مشاهده شده در این مطالعه می‌تواند به‌عنوان یک منبع ژنی در دسترس برای اصلاح بابونه از طریق برنامه‌های گزینش و دورگ‌گیری مورد توجه قرار گیرد. برنامه‌های مناسب به‌منظور حفظ این تنوع، برای استفاده در برنامه‌های اصلاحی آینده باید در نظر گرفته شوند.