نگاهی به وصفهای خاقانی برپایۀ نظریّۀ تقابلهای دوگانه
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه رازی
2 استادیار دانشگاه پیام نور
3 دانشجوی دکتری دانشگاه رازی
doi
چکیده
تقابلهای دوگانه از مهمترین مباحث مورد توجّه ساختارگرایان است و بر اساس یک فلسفی که بنیاد هستی را بر مبنای تقابلهای دوگانه میانگارد، ایجاد شده است. در پژوهش حاضر برآنیم تا با تحلیل اشعار وصفی خاقانی از منظر نظریّۀ تقابل دوگانه، دریابیم که تقابلهای دوگانه چه تأثیری در شکلگیری محتوای شعر خاقانی داشته است؟ نتایج پژوهش نشان داد که خاقانی در توصیف صبح از تقابلهای بسیاری بهره برده است؛ زیرا این وصف، بیشتر صحنۀ جنگ بین سیاهی و سپیدی را نشان میدهد. وصف آتش نیز چنین وضعیّتی دارد؛ زیرا آتش به خودی خود واژۀ بینشانی است که عناصر متقابل خود را به ذهن متبادر میکند. قصاید سفرنامهای نیز، از آنجا که مسافر با عناصر بسیاری روبهرو میشود که ذهن، عنصر مقابل آن را به یاد میآورد، محلّی برای بروز تقابلهاست؛ امّا در وصف می و مسائل احساسی، میزان تقابلها به حدّاقلّ خود میرسد؛ چراکه مسائل احساسی از خواستههای غریزۀ اروس است که هدف آن ایجاد وحدت بیشتر است.