بررسی مبانی و ابعادی از الهیات ایدئالیستی جوسایا رویس

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه سمنان- گروه ادیان و عرفان

doi
10.22054/wph.2019.39985.1689
چکیده

در این نوشتار با رجوع به مبانی اندیشه رویس، الهیات او تبیین و تحلیل می‌شود. رویس تحت تأثیر ایدئالیسم شخص‌گرا، انسان را بخشی از فرایند کیهانی می‌داند که اهدافِ حقیقتِ زنده و عینی (خداوند) را محقق می‌سازد. به نظر او ایدئالیسم قابلیت این را دارد که تفسیری نوین از الهیات مسیحی ارائه دهد؛ به طوری که با زندگی پویای انسان معاصر همخوانی داشته باشد. در فلسفه رویس امکان ارائه الگویی برای تعامل علم و دین هست، زیرا او با تمایز گذاردن میان تجربه حسی روزمره و تجربه سازمان یافته علمی، تمام تجارب ممکن و بالفعل را ابژه‌های ذهن مطلق الهی می‏داند و تلاش علمی بشر در زمینه اختراعات و اکتشافات را موجب عینیت بخشیدن امکانات نهفته در علم الهی می‌داند. رویس حتی تعهد وفادارانه دانشمندان و صاحبان مشاغل به جامعه بشری را نوعی از تجربه دینی (در معنای موسّع) می‌داند و تصویر جدیدی از کلیسای نامرئی ارائه می‌دهد.