تحلیل استراتژی نظامی ایران و مؤلفههای آن در عصر شاه عباس بزرگ (996ـ 1038ق)
نویسندگان
1 - دانشگاه تربیت مدرس
2 - دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
شاه عباس یکم در طی چهل و دو سال سلطنت خود (996-1038ق) دولت صفوی را از حالت تزلزل به اوج اقتدار رسانید. در اوان سلطنت وی، علاوه بر بیثباتی ناشی از بحرانهای سیاسی داخلی، بخشهایی از کشور در غرب و جنوب و شرق در اشغال و تهاجم دشمنان خارجی بود. پرتغالیها بر سواحل و جزایر جنوب، و هندیها معمولاً بر قندهار مسلط بودند. او در سایهی پیروزیهای سرنوشتساز نظامی، ضمن تثبیت اوضاع داخلی، سرزمینهای اشغالی را بازپس گرفت و تهدیدهای موجود در مرزهای شرقی را نیز رفع کرد. این همه، ناشی از هدفگذاری و اولویتبندی صحیح وی در استراتژی نظامی و محاسبات دقیق و اعمال مدیریت توانمند و پویا و بهرهگیری از ابزارها و ساز و کارهای لازم بود. مقالهی حاضر بر آن است تا اهداف و مراحل استراتژی نظامی شاهعباس را مشخص کرده و مؤلفههای آن را مشتمل بر تمهید ساختارهای اویماقی، سیاسی و نظامی، بهرهگیری از تاکتیکهای مناسب و اعمال ملاحظات و محاسبات در عوامل اقلیمی، جغرافیایی، انسانی، سیاسی، اجتماعی ـ فرهنگی، زمانی و مکانی مورد تحلیل قرار دهد.