بررسی روایت در رمان «چشم‌هایش» از دیدگاه ژرار ژنت

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
چکیده

«چشم­هایش» نخستین رمان بزرگ علوی به حساب می­آید. ترتیب نقل حوادث در این رمان برحسب توالی زمانی نیست و راوی از انتهای داستان با استفاده از شیوه های مختلف شروع به نقل حوادث کرده است.در این مقاله پس از بحث مختصر پیرامون روایت، پیرنگ و داستان، روایت این داستان براساس دیدگاه­های ژرار ژنت نقد و تحلیل می­شود. ژرار ژنت پنج مقوله محوری را که عناصر روایت به شمار می­آیند، برای تحلیل قصه تمیز می دهد که عبارتند از نظم، تداوم، بسامد، وجه و لحن. راوی در روایت رویدادهای رمان «چشمهایش» از شیوۀ بازگشت به گذشته استفاده می­کند. او پس از شنیدن خبر درگذشت استاد ماکان، نظم و ترتیب زمانی و خطی رخدادهای داستان را برهم می­زند و با پیدا کردن زن ناشناس به گذشته بازمی­گردد. رمان چشمهایش را از نظر حجم، زمان و تداوم می­توان به دو بخش تقسیم کرد؛ در بخش اول روایت از سرعت بالا و در اصطلاح از شتاب مثبت برخوردار است و راوی در این قسمت رخدادها را به صورت خلاصه و گزینشی روایت می­کند؛ در بخش دوم سرعت روایت به کندی می­گراید و رخدادها با جزئیات بیشتری ذکر می­شود و  بخش بزرگی از متن به مدت زمانی کوتاه اختصاص پیدا می­کند که نشان‌دهندۀ شتاب منفی و سرعت کند روایت است. بخش‌های روایت شده در این قسمت، نقش بسیار مهمی در مسیر اصلی داستان ایفا می­کنند زیرا این بخش‌ها بستر کانون‌های تمرکز محسوب می شوند.