بررسی تأثیر نمایشنامه و عناصر آن در شعر معاصر فارسی (در حوزة شکل، ساختار، زبان و صورخیال) با تکیه بر موفقترین اشعار
نویسندگان
1 استاد دانشگاه تبریز
2 دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز
doi
چکیده
یکی از نوآوریهای ادبی در دورة مشروطه به نگارش درآمدن «نمایشنامه» است. بعد از نمایشنامههای منثور، نمایشنامههای منظوم نیز با اقتباس از آثار کلاسیک فارسی (از جمله آثار نظامی و شاهنامة فردوسی)، به نگارش آمدند. نمایشنامههای منظوم که به حوزة شعر- به جهت داشتن وزن- نزدیکتر بودند، خود به سه نوع تقسیم میشوند: 1) نمایشنامههای منظومی که در صحنه به اجرا درآمدهاند(مانند نمایشنامههای تقی رفعت) 2) نمایشنامههایی که با موسیقی همراه بودند «اُپرا»(برخی از آثار میرزاده عشقی) 3) نمایشنامههای منظومی که عنصر شعری و جنبة توصیفی در آنها بسامد بالایی دارد و قابل اجرا در صحنه نیستند. نوع سوم که به آنها «نمایشنامههای خواندنی»(Close drama) یا «شعر نمایشی»(Dramatic poets) اطلاق میشود، یکی از مهمترین دستاوردهای شعر معاصر فارسی است که از تلفیق شعر و نمایش به وجود آمدهاند. «سه تابلو مریم» از عشقی، «افسانة» نیما و «دو مرغ بهشتی و هذیان دل» از شهریار و همچنین برخی اشعار منوچهر شیبانی و شاملو و اخوان ثالث در ردیف اشعار نمایشی قرار دارند. در این پژوهش، با نگاهی به پیدایش انواع نمایشنامهها به بررسی تأثیرات نمایشنامه در شعر معاصر ـ در حوزة ساختار و شکل و زبان و صور خیال ـ پرداخته شده و ویژگیهای «شعر نمایشی» که از دستاوردهای این تأثیرات است، با ذکر نمونههای موفق، بررسی شده است.