تبیین «حقیقت آزادی» بر اساس «نظریه انکشاف نفس» در فلسفه ملاصدرا

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه (گرایش حکمت متعالیه)، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 استاد، گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.48308/kj.2025.242200.1374
چکیده

هدف این مقاله استنباط و ارائۀ تعریفی صحیح از یکی از مهم‌ترین مسائل و چالش‌های معاصر یعنی «حقیقت آزادی» براساسِ دیدگاه نهایی صدرالمتألهین است. اندیشۀ ملاصدرا را می‌توان به دو دستۀ میانی و نهایی تفکیک کرد. آزادی در نظام حکمت صدرایی را می‌توان به «فراروی در تعالی» تعریف کرد. این فراروی، براساسِ دیدگاه صدرای میانی، «فراروی وجودی» و مبتنی بر «خروج از قوه به فعل و اکتساب کمالات» است اما، براساسِ دیدگاه صدرای نهایی و نظریۀ انکشاف، «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» خواهد بود. در این پژوهش، با استفاده از عبارات ملاصدرا و مبنا قرار دادن نظریات نهایی او و با اقامه سه دلیل عین‌الربط، فطرت و معرفت نفس، به اثبات تعریفی متعالی از حقیقت آزادی دست یافته و آزادی را به «انکشاف و آشکارشدگی حقیقت و ذات نفس» معنا کرده‌ایم. این آشکارشدگی به جانب ذات اقدس ربوبی و مرتبه کمونی نفس است و لازمه‌اش توسعۀ وجودی و افزایش ظرفیت انسانی است. بنابراین، آزادی امری عروضی و اکتسابی نیست بلکه امری انکشافی و آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی در ذات انسان در حرکت و فراروی ظهوری است. این آزادی دارای مراتب است. هرچه از تعیّنات حیوانی و نفسانی بیشتر زدوده شود، اطلاق و آزادی بیشتر متجلی می‌گردد. غایت این آزادی مقام انسان کامل است. این نظریۀ ملاصدرا دارای لوازم و نتایجی است که موجب تحولاتی در نگاه‌های رایج می‌گردد. ازجمله اینکه (1) بنیاد آزادی «خویشتنِ خویش» است، (2) مسیر آزادی فراروی انکشافی و اکتشاف کمالات است، و (3) غایت آزادی غایت انکشاف است.