شک‌گرایی وجهی ون اینواگن و گسترۀ معرفت وجهی

نویسندگان

1 پژوهشگر فلسفه پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، تهران، ایران

doi
10.22054/wph.2018.9162
چکیده

یک ایدۀ بسیار معروف در معرفت‌شناسی امکان این است که تخیل‌پذیری یک گزاره، راهنمای خوبی برای امکان آن است. یبلو (1993) مدلی برای توجیه باورهای وجهی ارائه کرده است که بنابر آن تخیل­پذیری یک گزاره، شاهدی بر امکان آن است. ون اینواگن (1998) بر این باور است که هر کسی که مدل یبلو را بپذیرد باید موضع او، شک گراییِ وجهی را بپذیرد. ون اینواگن برای اینکه برای موضع خود استدلال کند، وضعیت وجهی گزارة «آهن شفاف وجود دارد» را بنابر مدل یبلو بررسی­می­کند و ادعا­می­کند وضعیت وجهی این گزاره تصمیم­ناپذیر است؛ یعنی ما نمی­توانیم باور موجه داشته باشیم که ممکن است آهن شفاف وجود داشته باشد.به نظر می­رسد پذیرش دیدگاه ون اینواگن دربارۀ وضعیت وجهی گزارة آهن شفاف وجود دارد و توسعه و تعمیم آن، می­تواند مدل یبلو (1993) در توجیه باورهای وجهی را با مشکلی جدی مواجه کند. به این صورت که اگر تحلیل ون اینواگن دربارۀ وضعیت وجهی گزاره آهن شفاف وجود دارد را بپذیریم، باید گزاره­های شهوداً ممکن را هم بنابر مدل یبلو تصمیم­ناپذیر بدانیم. از سوی دیگر این امر کاملاً پذیرفتنی است که باورِ ما به امکانِ برخی از گزاره­های شهوداً ممکن، موجه است: یعنی چنین گزاره­هایی تصمیم­ناپذیر نیستند. بنابراین مدل یبلو نادرست است. در این مقاله نشان می­دهم که این استدلال در نشان دادنِ نادرستی مدل یبلو موفق نیست؛ یعنی برخلاف آنچه در ابتدا به نظر می­رسید می­توانیم هم مدل یبلو برای توجیه باورهای وجهی و هم نظر ون­اینواگن دربارۀ وضعیت وجهی گزاره­های مثل آهن شفاف وجود دارد را بپذیریم.