تحلیل اساطیریِ حکایت شیر و گاو در کلیله و دمنه بر پایۀ نظریۀ یونگ و نورتروپ فرای
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه بیرجند
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
doi
چکیده
چکیده حکایت شیر و گاو در کلیله و دمنه زیباییهای ادبی فراوانی دارد که با نقدها و خوانشهای نو، میتوان عوامل هنری و تأثیر آن را در جامعۀ مخاطبان روشن کرد. تحلیل اساطیری یکی از این شیوههاست که نشاندهندۀ برجستگیهای ویژۀ این حکایت است. در این پژوهش با استفاده از نظریۀ «یونگ» دربارۀ کهنالگوها و نمادها و تلفیق آن با نظریۀ «نورتروپ فرای» در مورد میتوسهای شکلدهندۀ اثر ادبی، حکایت شیر و گاو تحلیل شد. به این منظور پس از ذکر چارچوب نظری و روش، نمادها و کهنالگوهای بخشهای مختلف این حکایت با تحلیلی اسطورهای شکافته و بررسی شد و سپس ارتباط آنها با میتوسِ شکلدهندۀ آن بخش از حکایت بیان شد. در پایان روشن شد که این حکایات دارای سه بخش ساختاری شامل زمینه، گرهافکنی و گرهگشایی است که منطبق با میتوسهای تابستان، زمستان و بهار است که به ترتیب نشاندهندۀ انواع ادبی رُمانس، آیرونی و کمدی است.