طراحی مدل نظری پساانسان گرا برای تحلیل زنانگی در شبکه های اجتماعی
نویسندگان
1 گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار گروه روزنامه نگاری، دانشکده ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبایی
3 دکتری علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22059/jsr.2025.368937.1923چکیده
تحقیقات حوزه زنان و رسانههای اجتماعی یکی از حوزههای رو به رشد در تحقیقات اجتماعی و ارتباطی در ایران و جهان است. اغلب تحقیقات پیشین انجام شده در این زمینه در ایران در پارادایم «انسانگرا» و با نظریات و روشهای این پارادایم صورت گرفته است. پارادایم انسانگرا با محور و مرکز قرار دادن انسان، عاملیت و مادیت رسانه را نادیده میگیرد. رسانه اجتماعی در این پارادایم صرفا وسیله ای است که بدون هیچ مداخله و تغییری بازنمایی کننده واقعیت است. در حالی که مطابق نظریات «پساانسانگرا» رسانهها خود نیز دارای عاملیت هستند و در تعامل با عاملیت انسانها قرار میگیرند. لذا ما برای تحلیل دقیق و کامل تر پدیدهها نیازمند درک زنجیرهای از کنشگران انسانی و غیرانسانی هستیم. در رویکرد پساانسانگرا، زنانگی در رسانههای اجتماعی، یک امر پیشینی، قطعی و ثابت نیست بلکه زنانگی در این رسانهها از طریق درهم تنیدگی رابطهای با سایر کنشگر-شبکههای موجود در رسانه و از طریق نیروهای مادی-گفتمانی بصورت توامان ساخته میشود. مسئله این تحقیق توسعه نظری چنین رویکردی است که بتواند پیچیدگیها و پویایی ساخته شدن پدیده زنانگی را در شبکههای اجتماعی بهتر توصیف کند. به همین جهت پژوهش حاضر تلاش میکند با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی با بهرهگیری از نظریات مطرح در پارادایم پساانسانگرایی شامل نظریه کنشگر-شبکه برنو لاتور، رئالیسم عاملی کارن باراد و سایبورگ دونا هاراوی، مدلی نظری را برای تحلیل پساانسانگرای پدیده زنانگی در شبکههای اجتماعی طراحی و ارائه کند.