ارائه الگوی برنامهریزی فضایی شهری با رویکرد پایداری در عصر پساکرونا (نمونه موردی: شهر اصفهان)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
2 گروه جغرافیا، مرکز تحقیقات گردشگری، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.
3 گروه جغرافیا، مرکز تحقیقات گردشگری، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
4 گروه جغرافیا، مرکز تحقیقات گردشگری، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران
doi
10.22126/ges.2024.11078.2783چکیده
شیوع ویروس کرونا در سال 2019 میلادی بهتدریج تمام دنیا را فراگرفت و مشکلات متعددی را در تمامی جنبههای زندگی فردی و اجتماعی افراد به وجود آورده است. ناشناخته بودن این ویروس، چالشهایی را بهمنظور رویارویی با آن برای مدیران ایجاد و مدیریت بحران در شهرها را با مشکلات فراوانی روبهرو کرده است. بروز پیامدهای این همهگیری، اعمال محدودیتها در بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی بوده است. در این میان عوامل بسیار مهمی در پایداری شهرها در برابر پاندمی کرونا اثرگذار هستند. عواملی مانند الگوی رشد شهرها، ابعاد اقتصادی، کیفیت دسترسی به خدمات و محیطزیست شهری بهعنوان شاخصهای اصلی پایداری شهری بیان شده اند که با بهرهگیری از رشد هوشمندشهری بهعنوان الگویرشد در شهرهای پساکرونا، میتوان شهرها را در مقابله با بلایایی مانند بیماریهای فراگیر، پایدارنمود. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مناسب برنامهریزی فضایی شهر اصفهان در دوران پساکرونا با رویکرد پایداریشهری، سعی بر آن دارد که بتواند با استفاده از بررسی الگوهای برنامهریزی فضای شهرها و همچنین حوزه شهرنشینی و پایداری شهری، الگوی مناسب برنامهریزی فضای شهر اصفهان در عصر پاندمی کرونا با رویکرد پایداری شهری ارائه نماید. برای این منظور از یک روش تجزیهوتحلیل اطلاعات کمی جهت ارزیابی داده استفاده شده است. جمعآوری دادهها از روش پرسشنامه و با استفاده آزمونهای آماری در نرمافزارSPSS، AMOSبه تحلیل دادههای استخراج شده و سپس با استفاده از نرمافزار MICMAC، تأثیرات متقابل عوامل مؤثر پژوهش شناسایی گردیده است. یافتهها نشان میدهد از میان 27 متغیر بررسیشده این پژوهش، 9 متغیر بهعنوان نیروهای پیشران شناسایی الگوی مناسب برنامهریزی فضایی شهر انتخابشده است. متغیرهای برنامهریزی در سطح محلات، مدیریت یکپارچه، شکلگیری قوانین، توانمندسازی محلات، مشارکت شهروندان در امور محله، نهادهای محلی، نقش حکمرانی محلی، دوقطبی شدن فضای شهری، نابرابری کیفیت زندگی، نیروهای پیشران این تحقیق هستند و الگویی مناسب برای برنامهریزی فضایی در جهت پایداری شهر اصفهان میباشد.