آزادی اگزیستانسیال و آزادی استعلایی در اندیشۀ هایدگر

نویسندگان

1 دکترای فلسفه دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار فلسفۀ غرب، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22054/wph.2018.8663
چکیده

این مقاله می‏کوشد ایدۀ آزادی در اندیشۀ هایدگر را در سه مقطع فکری او و بر اساس سه مفهوم انسان، جهان و هستی مورد بررسی قرار دهد. اگر مسئلۀ آزادی در هستی و زمان، حول محور دازاین جریان دارد و به بازگشت دازاین به ذات خودش به‏مثابه امکان محض برای کسب آزادی‏اش می‏پردازد، نوشته‏های بین سال‏های 1928 تا 1931، مفهوم آزادی استعلایی را در نسبت با مفهوم جهان مطرح می‏کنند. در اینجا آزادی به‏مثابه بنیادِ هر بنیان‏گذاری، هرگونه مواجهه و نسبت‏برقرارکردن انسان با جهان و بدین‏سان طرح‏افکنی و ساخت آن را ممکن می­کند. سرانجام، از سال 1931 به بعد، مفهوم آزادی بیش از هر چیز با مفهوم هستی گره می‏خورد و به‏مثابه شرط امکان آشکارشدن حقیقت یا نامستوری تبیین می‏شود. اکنون، آزادی مقدم بر هرگونه آزادی ایجابی و سلبی، بر مجال‏یافتگی1 برای نامستورسازی موجود دلالت می‏کند و انسان آزاد به‏مثابۀ محل و مجال ظهور هستی معرّفی می‏شود.