گذار از فضای اگزیستانسیال به فضای محض هندسی و وجاهت پدیدارشناختی آن ‎

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکترا فلسفه غرب موسسۀ علمی پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران.

doi
10.22054/wph.2018.8666
چکیده

در این مقاله نشان خواهیم داد که از نظر هایدگر، رهیافت دکارتی به شیء ممتد (‎res extension) و فرض امتداد به منزلۀ بنیادی‌ترین تعیّن ماهوی شئ پیشِ‌دستی خالی از وجاهت پدیداری نیست، اگرچه آنتولوژی وی، غنای کافی برای تبیین ربط و نسبت آن با حیث مکانی دازاین و پیرامون‌نگری او را ندارد.  به منظور روشن شدن موضع هایدگر، نخست ممیزات فضای اگزیستانسیال و مبانی آنتولوژیکی آن را بررسی می­کنیم. در این جا، معلوم می‌شود که فضای اگزیستانسیال نهایتاً بر اگزیستانس خود دازاین ابتناء دارد. سپس، کیفیت گذار از فضای اگزیستانسیال به فضای ممتد دکارتی را از رهگذر فرایند جهان‌زدایی توصیف می­کنیم. بدین ترتیب مشخص خواهد شد که فضای دکارتی حاصل زدودن غنای معنایی و صبغۀ دازاینی فضای اگزیستانسیال است. در چارچوب این آنتولوژی وسیع‌تر، نسبت فضای دکارتی با فضای اگزیستانسیال و حیث مکانی دازاین، از یک سو، و نقص آنتولوژیک فضای دکارتی، از دیگر سو، آشکار می‌­شود. در نهایت، نشان خواهیم داد که فرض امتداد به منزلۀ تعیّن ذاتی شئ پیشِ‌دستی و به تبع آن، فضای دکارتی، به منزلۀ یک زیرساخت تماماً تهی از معنا و پیراسته از دلمشغولی‌های پیرامون‌نگرانۀ دازاین که در بن فضای اگزیستانسیال و تجربه‌ی هرروزۀ دازاین نهفته و پنهان است، هم از وجوه پدیدارشناختی برخوردار است و هم تمهید مسیری است که نهایتاً به تغییر پارادایم علوم ریاضی و فیزیک نظری منتهی می‌شود.