نظریة زبان افلاطون: پیدایی و ارتباط آن با مُثُل

نویسندگان

1 فارغ التحصیل دکتری رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران- دانشکده ادبیات و علوم انسانی - مدیر مسئول نشر فارسی

doi
10.22054/wph.2018.8401
چکیده

مقاله حاضر پاسخی به این پرسش اساسی است که چرا زبان نزد افلاطون از اهمیت فراوانی برخوردار است. او در محاوره‌های متعددی مانند ثئایتتوس و سوفیست، به این موضوع می‌پردازد؛ و در کراتولوس «زبان» جنبة محوری می‌یابد. همچنین میان زبان و مابعدالطبیعة افلاطون ارتباط ناگسستنی وجود دارد. بنابرایندر این مقاله ارتباط بین زبان و مابعدالطبیعة افلاطون نیز واکاوی می‌شود. ادعای محوری این که این پیوند چنان عمیق است که می‌توان گفت کل دیدگاه افلاطون دربارة زبان حول دیدگاه وی درباب هستی‌های واقعی، یعنی مُثُل، شکل می­گیرد؛ و بر همین اساس است که به نقادی دیدگاه‌های رایج زمان خویش دربارة زبان، مانند قراردادگرایی و طبیعت‌گرایی، می‌پردازد. به عبارت دیگر، افلاطون ضمن تحلیل دو موضع متقابلِ قراردادگرایی و طبیعت‌گرایی نشان می‌دهد که نمی‌توان از طریق مطالعۀ نام‌ها به کشف طبیعت چیزها نائل شد.