تحلیلی بر الزامات فضایی و عملکردی شهر دانش بنیان مطالعه موردی: شهر تهران

نویسندگان

1 گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 گروه جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 گروه جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.22126/ges.2024.10465.2746
چکیده

امروزه توسعه شهری دانش‌بنیان (KBUD) الگویی نوین از توسعه است که در پی دستیابی به مؤلفه‌های پایداری از طریق تقویت بنیان‌های دانایی محور شهری است تا با تزریق مستمر دانش به فعالیت‌های تولیدی و خدماتی، زمینه‌های رشد و توسعه مداوم و پایدار شهر را فراهم آورد. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه‌بندی الزامات فضایی و عملکردی مؤثر به‌منظور تبدیل شهر تهران به شهری دانش‌بنیان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش‌شناسی توصیفی - تحلیلی است. باتوجه‌به هدف پژوهش یعنی شناسایی مهم‎ترین الزامات فضایی و عملکردی لازم برای تبدیل شهر تهران به شهری دانش‌بنیان، برای جمع‌آوری اطلاعات لازم از روش ترکیبی اسنادی و میدانی استفاده شد که در دو بخش عمده توصیفی و تحلیلی صورت گرفت. به‌منظور مقایسه و رتبه‌بندی الزامات فضایی و عملکردی شناسایی شده از مدل تحلیل سلسله‌مراتبی فازی بهبودیافته یا فازی باکلی استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که لازمه پیاده سازی ایده توسعه شهری دانش‌بنیان توجه به دو بعد اساسی فضایی و عملکردی است. زیرا یک شهر دانش‌بنیان از یک سو وابسته به ابعاد مکانی مانند مقیاس، ساختار شهری، زیرساخت ها و تنوع زیبایی‌شناسانه شهری است و از سوی دیگر در نتیجه مجموعه‎ای از اقدامات و برنامه‎ریزی‎های عملی در بستر همین مکان مانند فعالیت‎هایی دانایی مبنا، دیدگاه‎های مدیریتی نسبت به اهمیت دانش و روحیه اقدامات خلاقانه در بستر لایه‎های مختلف شهری شکل می‎گیرد. در پایان نیز در راستای تسهیل تبدیل تهران به شهری دانش‌بنیان پیشنهاداتی ارائه شده است.