مطالعه تطبیقی امکان خاتمه قرارداد بواسطه نظریه پیش بینی نقض در کنوانسیون بیع بین ‏الملل کالا (1980) و در حقوق کشورهای فرانسه، ایران، انگلیس و آمریکا

نویسندگان

1

2 دانشگاه علوم پزشکی مشهد

doi
چکیده

در عرصه بیع بین‌المللی، این پرسش بنیادین مطرح است که آیا می‌توان به صرف پیش‌بینی نقض اساسی قرارداد در آینده، به عقدی که اصل بر لزوم آن است، خاتمه داد؟ کنوانسیون وین ۱۹۸۰ در ماده ۷۲ با اعطای حق فسخ پیشینی، پاسخی مثبت به این چالش داده است. ادعای محوری نویسنده بر این مبناستوار است که این حق، هرچند خلاف اصل لزوم، در شرایطی بسیار مضیق شامل «وضوح قطعی نقض آتی» و «اساسی بودن آن» —مطابق معیارهای عینی ماده ۲۵- قابل اعمال است. تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که این نهاد در نظام‌های کامن‌لا همچون انگلیس و آمریکا به رسمیت شناخته شده، حال آنکه در حقوق نوشته‌ای چون فرانسه و ایران، تنها ردپاهای پراکنده‌ای از آن در قالب موادی محدود (مانند مواد ۳۸۰ قانون مدنی ایران و ۱۶۱۳ قانون مدنی فرانسه) یافت می‌شود و از یک قاعده کلی و مستقل بی‌بهره‌اند. در نتیجه، نویسنده به این جمع‌بندی مهم رهنمون می‌شود که کنوانسیون وین با اتخاذ رویکردی پیشگیرانه و مبتنی بر معیارهای عینی و نوعی، تعادلی ظریف بین‏اصالت عقد و ضرورت جلوگیری از خسارات آتی برقرار ساخته، حال آنکه شکاف موجود در حقوق داخلی کشورهایی مانند ایران، ضرورت توسعه این نهاد حقوقی را در رویه قضایی و تقنینی برای همگامی با تجارت بین‌الملل ایجاب می‌نماید.