تحلیل مواضع ویتگنشتاین متأخر و دکارت و تأکید بر مشابهت آن‌ها در برون‌رفت از مسئلۀ دوآلیسم

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکترای فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22054/wph.2017.8066
چکیده

این نوشتار می­کوشد به این پرسش پاسخ گوید که آیا رویکرد ویتگنشتاین متأخر در رویارویی با دوآلیسم نسبتی با پاسخ دکارت دارد. ارزیابی رویکرد ویتگنشتاین از استدلال زبان خصوصی آغاز می‎شود و برای فهم موضع دکارت یکی از مکاتبات او با پرنسس الیزابت و همچنین مفهوم طبیعت در تاملات تحلیل می‌شود تا بر این نسبت با وجود تمامی اختلافات بنیادین، تصریح شود. در اینجا نشان داده می­شود که در متن فلسفۀ دکارت راهی برای حل مشکل دوآلیسم وجود ندارد، به این معنا که چیرگی بر مشکل دوآلیسم تنها می­تواند با خروج از مبانی فلسفۀ دکارت محقق شود و این همان کاری است که ویتگنشتاین و دکارت انجام داده­اند. بنابراین، نوشتار بر این برداشت استوار است که اساس نقدهای ویتگنشتاین بر دوآلیسم و اصول تفکر دکارتی به رویکرد ضدفلسفی ویتگنشتاین مربوط می­شود و راه‌حل دکارت هم برای برون­رفت از این مسئله تنها در بستر همین رویکردِ ضدفلسفی تحقق می­یابد.