پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه فلسفه
doi
10.48308/kj.2025.242676.1387چکیده
بااینکه مفهوم زمان جایگاهی بنیادین در فیزیک و متافیزیک رنه دکارت ایفا میکند اما بهمثابۀ موضوعی مستقل و منسجم و بهطورِ نظاممند در آثار وی بررسی نشده است. به همین دلیل، تفاسیر متفاوت و متضادی از مفهوم زمان در اندیشه دکارت مطرح شده است: برخی از مفسران زمان را، در چارچوب دکارتی، اساساً گسسته و اتمیستی تلقی میکنند، درحالیکه برخی دیگر بر پیوستگی ذاتی و مداوم آن تأکید دارند. این شکاف تفسیری ریشه در پیچیدگی بنیادین متون دکارت دارد. اظهارات پراکنده و گاه متناقضنمای او دربابِ زمان شواهدی متنی فراهم میآورد که هر دو قرائت را پشتیبانی میکند. این مقاله به بررسی این پرسش میپردازد که آیا دکارت به پیوستگی زمانی (تقسیمپذیری بینهایت زمان) یا به گسستگی زمانی (اتمگرایی زمانی) قائل بوده است یا نه. با تکیه بر تحلیلهای برخی دکارتپژوهان مانند کن لوی، گروهام، کمپ اسمیت، مارشال گرو و با ارجاع به آثار اصلی دکارت، ازجمله تأملات در فلسفه اولی و اصول فلسفه، استدلال میشود که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخهای از اتمگرایی زمانی یعنی ناپیوستگی قوی حمایت میکنند. در ادامه، قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی میداند نیز طرح شده و حدود اعتبار و محدودیتهای آن بهطورِ انتقادی بررسی شده است.