بررسی رویکرد زیستگرای بیوفیلیک در راستای طراحی سازگار با محیطزیست و سلامت انسان مبتنی بر رویکرد دادهبنیاد
نویسندگان
1 استادیارگروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران.
2 استاد، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
3 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران.
4 استادیارگروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران.
doi
10.22126/ges.2022.8127.2563چکیده
طراحی پایدار محیطی به طور گسترده بهعنوان یک استراتژی کلیدی برای کاهش اثرات منفی ساختمانها بر محیطزیست شناخته شده است و به دلیل تمرکز و وابستگی آن به پیشرفتهای فناوری، در مقابل تمرکز بر جنبههای کیفی بُعد انسانی و تمایل به ارتباط با طبیعت، با انتقاداتی مواجه شده است. طراحی بیوفیلیک بهعنوان استراتژی بالقوه با تغییر تمرکز به سمت رویکردهایی که انسانمحور بوده، میتواند راهی را برای پرکردن این شکاف هموار کند. طراحی بیوفیلیک مبتنی بر مفهوم سلامت و رفاه است و زیربنای آن ایجاد تأثیر مثبت در افزایش ارتباط انسان و طبیعت برای ساکنان ساختمان و محیطزیست میباشد. ازآنجاییکه طراحی پایدار و طراحی بیوفیلیک پاسخهای محیطی را بهتر نشان میدهند، میتوانند بهعنوان رویکردی جامع به نتایج پایدارتری منجر شوند. روش تحقیق در این پژوهش «دادهبنیاد» است که از رویکردهای «راهبرد کیفی» بوده و از نظر هدف کاربردی و توسعهای میباشد. مطابق با نظریه بنیانی سه عنصر اصلی: مفاهیم، طبقات و مقولهای مرتبط با پژوهش از طریق مفهومسازی دادهها ایجاد شدند. دادهها بهصورت کدگذاری باز شامل 113 مشخصه و در کدگذاری محوری 10 کد از مفاهیم و در کدگذاری انتخابی 6 مقوله بوده که باتوجهبه نظریات اندیشمندان در حوزه رویکرد پایدار بیوفیلیک بهصورت مطالعات اسنادی کتابخانهای انجام شد. در نرمافزار 10 MAXQDA دادهها کدگذاری شده و باتوجهبه اشتراک و میزان تکرار کدها انتخاب شدهاند. نتایج نشان داد که در رویکرد بیوفیلیک، وجود ابعاد ارتباط مستقیم با طبیعت در حوزه پایداری طبیعی و ماهیت فضا و مکان در حوزه پایداری فرهنگی سبب تعامل انسان با طبیعت در محیط مصنوع شده که به دنبال آن اثرات بهینهای بر رفاه و سلامت داشته که میتواند منجر به افزایش کیفیت زندگی شود.