مسئولیت بین المللی دولتها و سازمانهای غیردولتی؛ مبانی فقهی و چالشهای سیاسی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی تهران
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه شاهد
doi
چکیده
حفظ هنجارها و قواعد حقوق بین الملل و تضمین تعهدات کنشگران در سطح بینالمللی و تأمین حقوق شهروندی افراد در سطح داخلی، مستلزم پیش بینی نظام مسئولیت بینالمللی برای کنشگران مورد اشاره است که به طور اختصار میتوان آنها را مشتمل بر دولتها و سازمانهای غیردولتی دانست. در این پژوهش، به شیوه توصیفی - تحلیلی و با استناد به دادههای کتابخانهای، نخست به واکاویِ مبانی فقهی مسئولیت بینالمللی دولتها و سازمانهای غیردولتی پرداختهایم و در گام بعدی، چالشهای سیاسیِ پیش روی آن، مورد مطالعه و تبیین قرار گرفته است. یافتههای پژوهش موید آن است که با وجود عدم سابقه موضوع در فقه، از قواعد فقهی متعددی میتوان به مثابه مبنا درجهت توجیه مسئولیت بینالمللی دولتها و سازمانهای غیردولتی بهره جست که قاعده نفی عسر و حرج، قاعده حرمت اعانه بر اثم و قاعده لاضرر از مهمترین آنهاست. با وجود این، چالش های سیاسی متعددی پیش روی مسئولیت بینالمللی دولتها و سازمانهای غیردولتی وجود دارند. منفعت طلبی دولتها، مدخلیت آنها در ایجاد قواعد بینالمللی و همچنین تأثیر ملاحظات سیاسی در تعیین قضات محاکم بین المللی از شاخص ترین چالشهای سیاسی پیش گفته است.