نسبت رؤیت‌پذیری با قدرت در اندیشۀ فوکو

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران

2 دانشیار پژوهش هتر دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران

3 استادیار فلسفه هنر دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران

doi
10.22054/wph.2017.7509
چکیده

«رؤیت‌پذیری» به­عنوان یکی از مؤلفه­های اصلی تحلیل­های فوکو جایگاه ویژه­ای در اندیشۀ وی دارد. تأکید او بر رؤیت‌پذیری به عنوان یکی از عوامل اصلی در شکل‌گیری علوم، و همچنین یکی از تکنولوژی­های قدرت، نشان دهندۀ این اهمیت است. استناد بر توصیفات تجسمی در تحلیل‌های فوکو سبب شده است که بسیاری از مفسران وی را فیلسوفی دیداری بدانند، ولی از دیگر سو، افشاگری او درباره جایگاه نگاه در اعمال قدرت، برخی دیگر را بر آن داشته است که وی را مخالف بینایی‌محوری بینگارند و استدلال کنند که فوکو از نگاه علیه نگاه استفاده کرده است. این مقاله، ضمن معرفی جایگاه نگاه و رؤیت‌پذیری در آثار فوکو، سعی دارد تصویر دقیقی از نسبت رؤیت‌پذیریبا قدرت در اندیشۀ وی ارائه دهد. بدین منظور، علاوه بر توصیف مفاهیم رویت‌پذیری و قدرت نزد فوکو، به تحلیل مقولات مرتبط با این مفاهیم در آثار دیرینه‌شناسانه و تبارشناسانۀ وی می­پردازیم. ما نشان خواهیم داد که قدرت، از یک سو، پدیدآورندۀ رؤیت‌پذیری هاست و از دیگر سو، رؤیت‌پذیری­ها هستند که به نوبۀ خود امکان شناخت قدرت، اعمال آن و حتی مداخله در آن را فراهم می‌آورند. قدرت، چه در جوامع سلطنتی و چه در جوامع مدرن از رؤیت‌پذیری بهره برده است؛ گاهی با نمایش شکوه خود، گاهی با پنهان شدن و گاهی با نظارت. فوکو با تأکید بر رؤیت‌پذیری های ادوار مختلف و نسبت آن­ها با قدرت، قصد دارد نشان دهد که همۀ راه­های رؤیت‌پذیری در آن واحد ممکن نیست و در آنچه می‌توانیم ببینیم محدودیت­هایی وجود دارد.