بررسی القای پلیپلوئیدی در سیاهدانه (Nigella sativa L.) از طریق تیمار بذر با کلشیسین
نویسندگان
1 گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل
2 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22092/ijmapr.2016.108079چکیده
سیاهدانه (Nigella sativa L.) گیاهی یکساله از خانواده آلاله است که دانه آن حاوی پروتئین، آلکالوئیدها، کینونها، ساپونین و اسانس فرّار بوده و علیه برخی از باکتریها و درمان بسیاری از بیماریها بکار میرود. در این تحقیق القاء پلیپلوئیدی در گیاه سیاهدانه از طریق تیمار بذر با غلظتهای 0، 025/0، 05/0، 1/0 و 2/0 درصد کلشیسین در مدت زمان 8، 24 و 48 ساعت در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی در سه تکرار بررسی شد. تعیین درصد گیاهان تتراپلوئید از طریق بررسی صفات مورفولوژیکی و مشاهدات کروموزومی انجام شد. تجزیه واریانس دادههای حاصل نشان داد که اثر غلظت کلشیسین، مدت زمان تیمار و اثر متقابل آنها بر زندهمانی گیاهان و درصد القاء تتراپلوئیدی معنیدار است. با افزایش غلظت کلشیسین و مدت زمان تیمار، درصد جوانهزنی بذرها و زندهمانی گیاهان حاصل بهطور قابل ملاحظهای کاهش یافت. کمترین تعداد گیاهان زنده مانده در غلظت 2/0% کلشیسین با زمان تیمار 24 و 48 ساعت مشاهده شد. بیشترین درصد گیاهان تتراپلوئید القاء شده (9/9%) در غلظت 05/0% کلشیسین با مدت زمان تیمار 48 ساعت بدست آمد که تفاوت معنیداری با غلظتهای 1/0% و 2/0% آن با همین زمان تیمار نداشت. البته گیاهان حاصل از تیمار با کلشیسین، ارتفاع بوته، فواصل میانگره، طول و عرض کپسول بیشتری نسبت به گیاهان دیپلوئید داشتند. علاوهبر این، آنها دارای روزنههای بزرگتر با تعداد کمتر در مقایسه با گیاهان دیپلوئید بودند.