اثربخشی آموزش یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی دانشآموزان در درس علوم تجربی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22111/jeps.2025.49830.5821چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی دانشآموزان پایه پنجم در درس علوم تجربی بود. یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز در نیمهی اول سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه این تحقیق مشتمل بر 30 دانش آموز پسر از جامعه مذکور بود که برای انتخاب آنها از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد و بهصورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. هر گروه 15 نفر بود. ابزار اندازهگیری تحقیق حاضر آزمون مهارتهای تفکر انتقادی ریتکس (2003) و پرسشنامه مشارکت تحصیلی ریو (2013) بود. دانشآموزان گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقهای (هر هفته 2 جلسه) تحت آموزش پروتکل تدریس معکوس برگمن و سمز (2014) قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش یادگیری معکوس درس علوم تأثیر معناداری برافزایش مشارکت تحصیلی (47/947,F=05/0P<) و بهبود تفکر انتقادی (93/255,F=05/0P<) دانش آموزان دارد. آموزش یادگیری معکوس بهعنوان یک روش نوین آموزشی، پتانسیل بالایی برای بهبود کیفیت آموزشوپرورش دارد و با فراهم کردن فرصتهای بیشتر برای یادگیری فعال و تعاملی، به دانشآموزان کمک میکند تا مهارتهای تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی خود را تقویت کنند.