تحلیل شبکه دانش فرامحلی گرایی: معرفی رویکردی نوین برای مدیریت پژوهش های جغرافیای انسانی
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22126/ges.2022.7644.2522چکیده
در سالهای اخیر سطوح تحلیلهای فضایی در جغرافیای انسانی دچار دگردیسی نرم و بدیع شده و مفهوم روابط فرامحلی و مطالعات فرامحلی بهمثابه روابطی که یک سکونتگاه و یا یک اجتماع محلی با سطوح فضایی بالاتر (ناحیهای، منطقهای، ملی و بینالمللی) برقرار میکند، ظهور و رواجی روزافزون یافته است؛ این در حالی است که تحلیل شبکه دانش و شبکه هم نویسندگی و هم رخدادی واژگان آن علیرغم ضرورت مضاعف و نقش آن در توسعه و مدیریت پژوهشهای حوزه جغرافیایی مغفول واقع گشته است که برای نخستینبار در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته میشود. تحلیل سامانمند شبکه دانش و ترسیم نقشه آن میتواند منبعها و روندهای دانش و کمبودهای آن را مشخص کند. این موضوع با تمرکز بر فرامحلیگرایی بهعنوان حوزهای نوین و مهم از دانش جغرافیا انجام شده است. برای انجام این تحقیق، در آغاز، دادهها از پایگاه اطلاعرسانی اسکوپوس احصاء شدند. آنگاه، مرحلههای دادهآمایی انجام و بر پایة هدفهای تحقیق، دادههای نهایی با استفاده از الگوریتمهای مبتنی بر تحلیل شبکه اجتماعی در نرمافزارVOSviewer ارزیابی و تحلیل گردید. یافتهها نشان دادند که از میان بیش از ۱۱۳۵ مقاله و ۱۳۶۴ نویسنده، کشورهای آمریکا، انگلستان و آلمان بیشترین انتشارها و نویسندگانی چون سکداپولارک، استینبرینک، گرینر و لسترلی بالاترین ارجاعها را داشتهاند. خوشه فکری سکداپولارک، بیشترین تراکم شبکه را دارا بود. کشورهای آسیایی در پایان فهرست بودند. تحلیل هم رخدادی واژگان، با رویکرد اکتشافی پنج خوشة پژوهشی در مطالعات فرامحلیگرایی مرتبط با پیوندها و جریانهای افراد، سرمایهها، کالاها، اطلاعات، فناوریها و نوآوریها را آشکار ساخت. کاربست رویکرد تحلیل شبکه دانش و ترسیم نقشه آن برای دستیابی به یک دیدگاه کلنگر در مسیر پژوهشهای جغرافیای انسانی در آینده توصیه میشود.