سخن سردبیر

نویسندگان
doi
10.48308/kj.2025.106431
چکیده

یکی از ویژگی‌های پایدار اندیشه‌ی فلسفی، توان آن در پرسشگری مداوم و بازاندیشی در بنیادی‌ترین مسائل هستی، معرفت و انسان است. این شماره از مجله، با گردآوری هفت پژوهش در حوزه‌های گوناگون فلسفه، تصویری روشن از همین پویایی در اندیشه‌ی فلسفی را پیش چشم می‌گذارد؛ اندیشه‌ای که در جست‌وجوی درک تازه‌ای از آزادی، حقیقت، عقلانیت و زبان است.نخست، مقاله‌ی «آزادی و ضرورت؛ از مغاک نابنیاد تا کمال‌ بنیاد» در سنجشی تطبیقی میان شلینگ و ملاصدرا، آزادی را نه در تقابل با ضرورت، که به‌مثابه‌ی والاترین مرتبه‌ی تجلیِ وجودی تبیین می‌کند. این پژوهش، فراتر از دوگانگیِ فروکاهنده‌ی جبر و اختیار، افقی تازه برای فهمِ پارادوکسیکالِ آزادی می‌گشاید. پس از آن، مقاله‌ی «برخورد واقع‌گرایی علمی با شروح بازنمایی علمی» با رویکردی تحلیلی، نسبت میان واقع‌گرایی علمی و دیدگاه‌های شباهت‌محور، عامل‌محور و ترکیبی در بازنمایی علمی را به‌نقد می‌کشد و نشان می‌دهد که این سازگاری نیازمند بازبینی و ارزیابی بیش‌تر است.در مقاله‌ی «نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت»، بحرانِ تفکیک دکارتیِ سوژه و ابژه در پرتو مفهوم دازاین بازخوانی می‌شود. نویسنده با تمرکز بر پنج نقد عمده‌ی هایدگر، راهی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و بازیابی پیوند انسان و جهان پیشنهاد می‌کند. در حوزه‌ی فلسفه‌ی دین، مقاله‌ی «عقلانیت درونی در اختلاف‌نظر دینی: نقدی بر نظریه‌ی جان پیتارد» به پرسش از چگونگی حفظ وفاداری دینی در جهانی متکثر می‌پردازد. نویسنده، با نقد نظریه‌ی «دفاع عقلانی درونی»، به محدودیت‌ها و پیامدهای آن اشاره کرده، و با هدف کمک به فهم بهتر عقلانیت دینی و ارتقای گفت وگوی بین‌دینی بر اهمیت تبیین دقیق‌تر معیار‌های عقلانیت و مسئولیت‌های معرفتی تاکید می‌کند. مقاله‌ی «نسبت خود با ویژگی استعاری: بسط هستی‌شناختی نظریه‌ی استعاره‌ی ریکور در پیوند با تفکر هایدگر» پیوندی میان معناشناسی و هستی‌شناسی برقرار می‌کند و نشان می‌دهد که استعاره نه صرفاً آرایه‌ای زبانی بلکه ویژگی بنیادین ساختار وجودیِ «خود» است. در ادامه، «معرفت در آینه‌ی زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر» زبان را میدان قوام‌بخش حقیقت معرفی می‌کند؛ جایی که معرفت در آن پدید می‌آید و در همان حال به‌واسطه‌ی پیش‌فرض‌های تاریخی و فرهنگی محدود می‌شود. زبان، در این نگاه، هم بازتابنده و هم سازنده‌ی معرفت است.در پایان، مقاله‌ی «بررسی انتقادی معیارهای گراهام آپی برای استدلال موفق» با نگاهی روش‌شناختی به ارزیابی استدلال در فلسفه‌ی دین می‌پردازد. نویسنده نشان می‌دهد که هرچند معیارهای سخت‌گیرانه‌ی آپی به دقت در استدلال‌ورزی یاری می‌رسانند، اما در عین حال ممکن است از پیچیدگی و بُعد شهودی استدلال‌های الهیاتی غفلت کنند و نیاز به تعدیل داشته باشند.مجموعه‌ی این هفت پژوهش، در عین تنوع موضوعی، گویای استمرار و پویایی تفکر فلسفی می‌باشند؛ از بازخوانی نسبت آزادی و ضرورت تا بازاندیشی در نسبت واقع‌گرایی و بازنمایی علمی، از نقد متافیزیک مدرن تا تحلیل پیوند زبان، معرفت و وجود. امید است مطالعه‌ی این مقالات، خوانندگان را به تأملی ژرف‌تر در این مسائل بنیادین فراخواند و زمینه‌ساز گفت‌وگوهای علمی و انتقادی تازه‌ای در سپهر اندیشه‌ی فلسفی شود.

کلیدواژه‌ها