مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر الگوی توسعهی راهبرد خودتنظیمی و آموزش راهبردهای شناختی بر اساس مدل انگلرت بر اختلال خواندن دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری
نویسندگان
1 دانشیار گروه سنجش و اندازهگیری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه روانشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استاد، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22111/jeps.2025.46002.5438چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی آموزش راهبرد خودتنظیمی و آموزش راهبردهای شناختی بر کاهش اختلال خواندن دانشآموزان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری مراجعه کننده به مراکز توانبخشی و آموزشی اختلالات یادگیری خاص منطقه 1 شهر تهران در سال 1401 بودند. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 45 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروههای آزمایش تحت آموزش راهبردهای خودتنظیمی اقتباس از احمدیان و همکاران (1396) و راهبردهای شناختی اقتباس از بهرامی و همکاران (1390) قرار گرفتند. از پرسشنامه اختلالات یادگیری ویلکات و همکاران (2011) و آزمون اختلال خواندن و نارساخوانیِ نما کرمی نوری و همکاران (1387) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل دادهها از بهدستآمده از تحلیل واریانس آمیخته با نرم افزار SPSS نسخه 28 استفاده شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله در مرحله پسآزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش اختلال خواندن داشته است (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی اثربخشی بیشتری بر کاهش اختلال خواندن دارد (05/0>P). بر اساس نتایج آموزش راهبردهای خودتنظیمی و شناختی میتوانند به عنوان شیوههای آموزشی مناسب برای کاهش اختلال خواندن دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری در مراکز اختلالات یادگیری با همکاری سازمان آموزش و پرورش می تواند به کار برده شوند.