نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس
2 دانش آموخته دکتری فلسفه اسلامی دانشگاه تربیت مدرس پژوهشگر همکار، دانشگاه ادیان و مذاهب
doi
10.48308/kj.2025.238299.1295چکیده
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشۀ تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخههای معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژۀ اندیشه (جهان خارج) تقسیم میکند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جستوجو مینماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات میکند. هایدگر این فکر ریشهای در فلسفۀ دکارت را مورد نقادی قرار میدهد و آن را بهمعنایِ تفکیک سوژه و ابژه میداند، امری که به بحرانهایی در فهم حقیقت وجود، واقعیت و تجربۀ انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت میپردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، بهجایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید میکند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد میکند. وی معتقد است که تنها ازاینطریق میتوان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعاننظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمدۀ اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفۀ دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداختهایم. این نقدها بهعنوانِ پیشنیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیقتر از وجود و هستی محسوب میشود.