رابطه ترومای‌کودکی با افکار خودکشی در دانش‌آموزان: نقش میانجی ذهنی سازی و ذهن‌آگاهی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 دانشیار، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22111/jeps.2024.49554.5798
چکیده

پژوهـش حاضـر بـا هـدف رابطـه ترومـای‌کودکـی بـا افـکار خودکشـی بـا توجـه بـه نقـش میانجی ذهنی‌سازی و ذهن‌آگاهی در دانش‌آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر دبیرستان دوره متوسطه دوم شهر مشهد در سال تحصیلی 1403- 1402بود که تعداد 330 دانش‌آموز به عنوان نمونه آماری به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیر های پژوهش از پرسشــنامه ترومای‌کودکی (2003)، پرسشـنامه افـکار خودکشـی بک (1998)، مقیاس کنــش‌وری تأملــی (2016)، پرسشنامه پنج وجهی ذهن‌آگاهی (2006)، استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS25 ، AMOS24 استفاده شد. یافته‌ها نشان داد ترومای‌کودکی (21/0 =β)، ذهن‌آگاهی (32/0- =β) ذهنی‌سازی اطمینان (25/0- =β)، ذهنی‌سازی غیراطمینان (18/0=β)، اثر مستقیم و معناداری بر افکارخودکشی داشت (01/0> P). هم‌چنین ترومای‌کودکی بر ذهن‌اگاهی (85/0- =β)، ذهنی‌سازی اطمینان (81/0- =β)، ذهنی‌سازی‌ اطمینان (81 /0=β)، اثر مستقیم و معناداری داشت (01/0> P). در نهایت ترومای‌کودکی از طریق ذهن‌آگاهی (27/0 =β)، ذهنی‌سازی اطمینان (20/0 =β)، ذهنی‌سازی غیر اطمینان (14/0 =β) بر افکار خودکشی اثر غیر مستقیم و معنادار داشت (01/0> P). برنامه‌ریزی در جهت تقویت ظرفیت ذهنی‌سازی و مهارت‌های ذهن‌آگاهی می‌تواند افکار خودکشی را  در این گروه از دانش‌آموزان آسیب دیده کاهش دهد.